مصر را كه ديگر خسته شده بودند و در نهايت فقر ميزيستند آزاد گذارد كه به كار خود بپردازند و قربانى اهدا كنند . بين تمام پادشاهان او تنها كسى بود كه نسبت به مردم رفتارى بسيار عادلانه درپيش گرفت . اين رفتار او موجب شد كه مصريان بين تمام پادشاهانى كه تا امروز بر آنها سلطنت كردهاند او را بيش از ديگران ميستايند و يادآورى ميكنند كه نهتنها او از روى عدل و انصاف قضاوت ميكرد بلكه اگر كسى نسبت به حكم و امر او اعتراض داشت از مال خود به او مىبخشيد و خشم او را با بذل و بخشش خود خاموش ميكرد . با اينكه ميكرينوس با اتباع خود خوشرفتارى و ملايمت ميكرد و اين مراسم را مرعى ميداشت بدبختى و مصيبت به او روىآور شد و ابتدا دختر او را كه يگانه فرزندش بود ربود . چون از مصيبتى كه بدان دچار شده بود اندوهگين بود و قصد كرد براى دختر خود مقبرهاى بسازد كه از مقبره ديگران بهتر باشد ، بطوريكه نقل ميكنند دستور داد گاوى از چوب ساختند كه شكم آن خالى بود و روى آن را تذهيب كردند و سپس دختر خود را كه مرده بود در آن دفن كرد .
130 - گاوى را كه از آن سخن گفتيم در خاك پنهان نكرده بودند و تا زمان ما نيز مشاهده ميشد . آن گاو در سائيس « 1 » در داخل كاخ در تالارى مزين قرار دارد .
هرروز در كنار آن انواع عطريات را به آتش ميسوزانند و هرشب پيوسته چراغى در كنار آن روشن است . در نزديكى اين گاو در تالارى ديگر مجسمههائى قرار دارد كه بطوريكه كاهنان سائيس نقل ميكنند مجسمهء همخوابههاى ميكرينوس است . در حقيقت در اين محل مجسمههاى بزرگى از چوب وجود دارد
هامش
( 1 ) - سائيس( Sais )از شهرهاى مصر باستان و پايتخت دستهاى از فراعنه مصر است كه به همين نام خوانده ميشوند . ولى بين اين شهر و فراعنه چهارمين سلسله مصر ارتباطى موجود نيست و بطور قطع هردوت يا كسى كه اين خبر را به او داده اين دو پادشاه را كه قرنها بين آنها فاصله بوده باهم اشتباه كرده ( رجوع شود به توضيح خارج از متن ) ، گاوى كه در اين بند مورد بحث است ظاهرا مجسمه ايزيس( Isis )بوده و بسيار شگفتآور است كه مجسمهء اين خداى مصرى را به قبر يك شاهزاده مصرى اختصاص داده باشند .