كه تعداد آنها تقريبا به بيست ميرسد و مجسمه زنان عريان است « 1 » . و اما درباره اينكه اين مجسمهها از چه كسانى هستند من نميتوانم درينباره مطلبى با اعتماد اظهار كنم و فقط آنچه ديگران دربارهء آن ميگويند نقل ميكنم .
131 - درباره آن گاو و مجسمههاى بزرگ برخى سرگذشت زير را نقل ميكنند :
ميگويند كه ميكرينوس عاشق دختر خود شد و با وجود مخالفت دختر از او هتك عفت كرد . بعد از اين عمل دختر از شدت يأس و حرمان خود را بدار آويخت و ميكرينوس او را در آن گاو مدفون كرد . مادر دختر امر كرد دستهاى خدمتگارانى را كه دخترش را تسليم هوىوهوس پدر كرده بودند قطع كنند و امروز مجسمههاى آنان نيز همان عقوبتى را كه هنگام زنده بودن چشيدهاند نشان ميدهد . ولى اين افسانهها و بخصوص آنچه درباره دستهاى مجسمههاى بزرگ گفته شده پوچ و بىحقيقت است زيرا ما خود ملاحظه كرديم كه دستهاى اين مجسمهها در اثر فرسودگى از بين رفته بود . در زمان من هنوز آن دستها در كنار مجسمهها بر زمين مشاهده ميشد .
132 - تمام اندام آن گاو در زير روپوشى از پارچه ارغوانى رنگ پوشيده شده باستثناى گردن و سر آن كه عريان است و از قشرى ضخيم از طلا مستور است . در بين شاخهاى آن تصويرى از حلقه خورشيد از طلا ديده مىشود . اين گاو ايستاده نيست ، بلكه به زانو بر زمين نشسته و ابعاد آن به اندازه ابعاد يك گاو بزرگ زنده است . هرسال در موقعى كه مصريان بخاطر خدائى كه من در اين گونه موارد از ذكر نام آن خوددارى ميكنم « 2 » .
سينه ميزنند گاو را از تالارى كه در آن قرار دارد خارج ميكنند . در همين زمان است
هامش
( 1 ) - مجسمه زن عريان در مصر بسيار نادر است و به اين جهت احتمال ميرود كه مجسمههاى مورد بحث حقيقة عريان نبودهاند و لباس نازك چسبنده دربر داشتهاند كه هردوت درست تشخيص نداده است .
( 2 ) - خدائى كه هردوت از ذكر نام آن خوددارى مىكند ازيريس( Osiris )شوهر ايزيس( Isis )و حامى مردگان است . در روز جشن بزرگ سائيس( Sais )مجسمه اين گاو را گرد معبد گردش ميدادند تا مشقاتى كه ازيريس در جستجوى ايزيس متحمل شده بود مجسم شود و همين مجسمه است كه ظاهرا هردوت تصور كرده مقبره دختر ميكرينوس بوده است .