و يگانه آواز آنها شد .
80 - مورد ديگرى كه مصريان با يونانيان يعنى فقط با اهالى لاكدمون « 1 » همعقيدهاند اين مورد است . وقتى جوانان با اشخاص سالخورده روبرو ميشوند باحترام از مقابل آنها كنار ميروند و راه آنها را باز ميكنند و اگر شخص سالخوردهاى از راه برسد جاى خود را به او ميدهند . و اما يكى از مواردى كه از آن حيث مصريان بهيچوجه با هيچيك از يونانيان شباهت ندارند اينست كه در كوچه بجاى اينكه به يكديگر سلام كنند دست خود را تا زانو خم ميكنند و تعظيم ميكنند .
81 - مصريان قبائى از كتان دربر ميكنند كه در محل اطراف ساق پاريش ريش است و آن را كالازيريس « 2 » مينامند . بعلاوه روپوشهاى پشمى سفيدى بر روى آن در بر ميكنند ولى با لباس پشمى در معابد داخل نميشوند و همچنين مردگان خود را با اين لباس دفن نميكنند زيرا دستورات مذهب اين عمل را منع مىكند . از اين حيث دستورات مذهب مصريان شبيه دستورات مذهبى ارفه « 3 » و باكشوس « 4 » است كه هردو درحقيقت از مصر آمدهاند و همچنين دستورات مذهب فيثاغورث است . زيرا آنهائى نيز كه در مراسم اين مذاهب شركت كردهاند حق ندارند با لباس پشمى دفن شوند و در اينباره افسانهاى مذهبى نقل ميكنند .
82 - از جمله چيزهاى ديگر كه مصريان ابتكار كردهاند اينست كه هريك از ماهها و روزهاى ماه را بيكى از خدايان اختصاص دادهاند . از روى روز تولد آنها سرنوشت آينده و چگونگى مرگ و خصوصيات اخلاقى آنها را پيشگوئى ميكنند . آن
هامش
( 1 ) - لاكدمون( Lacedemon )نام دوم شهر معروف اسپارت است كه پايتخت كولانى( Laconie )بود .
( 2 ) -Calasiris( 3 ) - ارفهOrphee- فرزند پادشاه تراس و يكى از نيمهخدايان باستان ( كاليوپ( Calliopeو بزرگترين موسيقىدان عهد عتيق است . اشعار و عقايد و مراسمى به او نسبت دادهاند كه رفتهرفته جنبهء مذهب به خود گرفته بود .
( 4 ) - باكشوس( Bacchus )خداى شراب و فرزند ژوپيتر ( زوس ) كه يونانيان ديونيزوس( Dionyos )ميناميدند . اشاره مؤلف به جشنها و مراسمى است كه بافتخار اين خدا برپا ميشد .