كه ميتواند فك اعلاى خود را به فك اسفل نزديك كند « 1 » . اين حيوان پنجههائى بسيار قوى و پوستى پوشيده از فلس دارد و پوست قسمت پشت بدن آن غيرقابل نفوذ است . در آب چشمش نمىبيند ؛ ولى در خشگى چشمانش بسيار نافذ است .
به علت توقفى كه در آب مىكند داخل دهانش مملو از زالو است « 2 » . به همين جهت ، در حالى كه حيوانات و پرندگان ديگر از او دورى ميجويند با پرنده كوچكى « 3 » كه آلام آن را تسكين ميدهد ميسازد . زيرا وقتى تمساح از آب خارج مىشود و بخشگى ميآيد و دهان خود را باز ميگذارد ( اين حيوان به اين كار عادت دارد و اكثر اوقات در حالى كه در جهت جنوب قرار ميگيرد دهان خود را باز ميگذارد ) اين پرنده در دهان آن وارد مىشود و زالوها را مىخورد . تمساح كه از تسكين ناراحتى خود راضى است هيچ آسيبى به آن نميرساند .
69 - در نظر بعضى از مصريان تمساح حيوانى است مقدس ، و در نظر بعضى مصريان ديگر چنين نيست و برعكس با آنها بخشونت رفتار ميكنند . ساكنان ناحيه تب و درياچه موريس « 4 » آن را كاملا مقدس ميدانند « 5 » . در هريك از اين دو ناحيه تمساحى را از بين تمام تمساحها انتخاب ميكنند و سپس آن را غذا ميدهند . حيوانى كه به اين ترتيب تربيت مىشود رام و اهلى مىشود . بگوشهاى اين تمساحها گوشوارههائى از جواهرات مصنوعى يا طلا ميآويزند و به پنجههاى قدامى آنها
هامش
( 1 ) - در اينجا هردوت اشتباه كرده و اشتباه كرده و اشتباه او از اينجا ناشى شده كه زبان تمساح بسيار كوچك و كاملا چسبيده به فك سفلاى آنست و بعلاوه چون حيوان طعمه خود را بطرزى خاص ميربايد اين تصور ايجاد مىشود كه فك اعلاى آن حركت مىكند .
( 2 ) - در اينجا نيز هردوت دچار اشتباه شده ، چه صرفنظر از اينكه در رود نيل زالو وجود ندارد الياف گوشتى سياهرنگ دهان حيوان را كه بتعداد زياد مىباشد و از دور شباهتى كامل به زالو دارد با زالو اشتباه كرده است .
( 3 ) - اين پرنده كه سرى سياه دارد امروز نيز در مصر به « پرنده تمساح » معروف است .
( 4 ) - درياچه موريس( Moeris )از بزرگترين تأسيسات عمرانى مصر باستان كه براى تنظيم جريان رود نيل بوسيله پادشاهى به همين نام حفر شده بود و هردوت در همين كتاب شرح مبسوطى دربارهء آن دارد .
( 5 ) - در جنوب تب شهرى بود كه به « شهر تمساح » معروف بود ( استرابون - كتاب هفدهم ، بند 1 و 47 ) .