63 - در هليوپوليس و در بوتو هنگام زيارت فقط به اهداء قربانى اكتفا ميكنند . در پاپرميس « 1 » همان تشريفات و همان قربانيها كه در ديگر شهرها مرسوم بود اجرا مىشود ، ولى هنگامى كه خورشيد غروب مىكند عدهء قليلى از كاهنان گرد مجسمهء خداوند به كار مشغولند و در همان حال عده زيادى كه با چوبهاى دستى مجهز شدهاند در مدخل معبد ميايستند . در برابر اينها جمعى ديگر از مردان نيز كه عده آنها از هزار تجاوز مىكند و براى خواندن دعا آمدهاند در حالى كه هريك چوبدستى بدست دارند اجتماع ميكنند . مجسمه در نمازخانه كوچكى از چوب كه روى آن طلاكارى شده قرار دارد و از شب قبل آن را به بناى مقدس ديگرى منتقل كردهاند . چند كاهنى كه در كنار آن قرار دارند گردونه چهار چرخهاى را كه نمازخانه و مجسمه درون آن را بر روى آن قرار دادهاند با خود ميكشند . كاهنان ديگرى كه در دهليز قرار دارند از ورود آنان به معبد جلوگيرى ميكنند . ولى آنها كه كارشان دعا خواندن است بكمك خداوند ميشتابند و با چوب كاهنان را ميزنند و آنان نيز از خود دفاع ميكنند . در اين موقع زدوخورد شديدى با چوب شروع مىشود . سرها ميشكند و من حدس ميزنم كه حتى عدهاى از جراحت خود ميميرند ، در حالى كه به من گفتهاند كه هيچكس در اين ماجرا نميميرد . منشاء اين جشن ، بطوريكه اهالى محل نقل ميكنند چنين است :
اهالى محل ميگويند كه مادر آرس « 2 » در اين معبد سكونت داشت . آرس دور از مادر خود بزرگ شد و وقتى بسن بلوغ رسيد به پاپرميس آمد تا با مادر خود گفتگو كند . خدمتگاران مادر كه تا آن زمان آرس را نديده بودند از عبور او به داخل مانع شدند و او را كنار زدند . ولى او كسانى از شهرى ديگر با خود آورد و با كاركنان معبد خشونت كرد و راهى بنزد مادر خود گشود . بطوريكه آنان ميگويند رسم كتك زدن هنگام جشن آرس از اينجا ناشى شده .
هامش
( 1 ) -Papremis( 2 ) - آرس( Ares )يا مارس( Mars )خداوند جنگ و ستيز .