تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
نگريست و وقتى زن بسوى تختخواب رفت و ژيژس در پشت در قرار گرفت از پناهگاه خود خارج شد و از اطاق بيرون رفت . ولى در موقع خروج زن كاندول او را مشاهده كرد و با اينكه متوجهء عمل شوهر خود شده بود ، به روى خود نياورد و فرياد نكشيد و چنين تظاهر كرد كه متوجهء ماجرا نشده ، اما در ضمير خود مصمم شد از كاندول انتقام گيرد ، چه در نظر ليديها و ديگر اقوام وحشى مشاهدهء اندام عريان ننگى بزرگ محسوب مىشود ، حتى اگر اندام عريان يك مرد باشد . 11 - پس در آن موقع زن كاندول به روى خود نياورد و طورى جلوه داد كه متوجهء چيزى نشده و خونسردى خود را حفظ كرد . ولى همين كه صبح شد چند تن از وفادارترين خدمتگذاران خود را طلب كرد و ژيژس را بحضور طلبيد . ژيژس كه تصور ميكرد ملكه از ماجراى شب قبل بى خبر است بحضور او شتافت . در گذشته نيز عادت چنين جارى شده بود كه هربار ملكه او را احضار ميكرد بحضور او ميرفت « 1 » . وقتى ژيژى بحضور ملكه رسيد ، ملكه با وى چنين سخن گفت : « ژيژس ، اكنون تو ميتوانى از دو راه كه من پيشنهاد ميكنم يكى را انتخاب كنى . يا بايد كاندول را بقتل رسانى و شخص من و سلطنت ليدى را تصاحب كنى و يا بايد خود بيدرنگ كشته شوى تا ديگر دربارهء هرچيز از كاندول اطاعت نكنى و آنچه را كه مشاهدهء آن بر تو ممنوع است تماشا نكنى يا بايد كاندول كه اين دسيسه را ترتيب داده نابود شود و يا تو كه بر خلاف اصول اخلاق و ادب اندام عريان مرا مشاهده كرده‌اى از بين به روى . » ژيژس لحظه‌اى از آنچه شنيده بود در حيرت شد ، آنگاه با التماس از ملكه استدعا كرد كه او را ناگزير بانتخاب يكى از اين دو راه نكند . ولى او موفق نشد ملكه را از تصميم خود منصرف كند ، و چون حس كرد كه ناگزير است يا پادشاه را بقتل رساند يا خود بقتل رسد ، سلامت خود را
هامش
( 1 ) - طرز برخورد ژيژس و ملكه در اين قسمت از كتاب كاملا عارى از سوءظن بيان شده . ولى در قسمت‌هاى ديگر كه مربوط به سرگذشت سقوط كاندول است چنين نيست و گاهى اين دو شخصيت به صورت عاشق و معشوقى ظاهر ميشوند كه براى سرنگون كردن پادشاه و قتل شوهر ملكه باهم توطئه ترتيب ميدهند .
تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 70 | هرودت / هادى هدايتى