تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
باور نميدارى . آنچه با چشم ميتوان ديد با گوش نميتوان شنيد « 1 » . پس ترتيب كار را طورى بده كه بتوانى او را لخت و عريان مشاهده كنى . » ژيژس با تعجب فرياد زد : « اى پادشاه ، اين چگونه سخن گفتن است كه به من امر ميدهى زن پادشاه خود را لخت و عريان تماشا كنم ؟ زنى كه لباس زيرين خود را از تن بيرون مىكند در حقيقت عفت و پاكدامنى را از خود ميراند . مدتها است كه افراد بشر احكام عاقلانه‌اى را كه بايد اساس تعليم و تربيت آنها را تشكيل دهد كشف كرده‌اند و يكى از اين احكام ميگويد هركس بايد فقط به مال خود نظر داشته باشد . من اطمينان دارم كه ملكه از زيباترين زنان است ، ولى من استدعا ميكنم كارى كه با اصول شرافت مخالف است از من طلب مكنى . » 9 - ژيژس با اين بيان پيشنهاد پادشاه را رد كرد ، زيرا بيم داشت در اين ماجرا خسرانى به شخص او وارد شود . كاندول پاسخ داد : « ژيژس ، اطمينان داشته باش ، از من بيم مدار و تصور مكن كه با اين بيان قصد آزمايش ترا دارم . از زن من نيز بيم نداشته باش و از اينكه از او صدمه‌اى به تو رسد بيم بر خود راه مده . من ترتيب كار را طورى خواهم داد كه او حتى متوجه نشود كه تو مشغول تماشاى او هستى . من ترا باطاقى كه شب را در آن بسر ميبرم وارد ميكنم و ترا در پشت درى كه به روى اطاق باز مىشود پنهان ميكنم . همين كه من باطاق وارد شوم ، زنم براى خوابيدن باطاق خواهد آمد . نزديك در ، يك صندلى قرار دارد كه زنم بهنگام لخت شدن لباسهاى خود را يك‌يك روى آن قرار ميدهد . در موقع اين عمل تو فرصت آن را خواهى داشت كه با خيال راحت او را تماشا كنى . آنگاه وقتى از كنار صندلى به طرف تختخواب ميرود تو در پشت او قرار ميگيرى ؛ بر تو است كه طورى از در خارج شوى كه هنگام خروج ترا نبيند . » 10 - ژيژس چون نتوانست از قبول اين پيشنهاد طفره رود ، سرانجام تن برضا داد . وقتى موقع خواب فرارسيد كاندول وى را باطاق خواب هدايت كرد . كمى بعد ، زن او نيز از در وارد شد . هنگامى كه زن مشغول كندن لباس خود بود ، ژيژس او را
هامش
( 1 ) - شنيدن كى بود مانند ديدن .