در دست گرفتند . نسب اين خاندان به هراكلس « 1 » و كنيزى ياردانوس « 2 » نام ميرسيد .
سلطنت در اين خاندان در خط مستقيم ذكور در طول حيات بيست و دو نسل كه مدت پانصد و پنج سال بود از پدر به پسر منتقل شد و اين وضع تا سلطنت كاندول پسر ميرسوس ادامه يافت « 3 » .
8 - ولى كاندول عاشق زن خود بود و به علت عشقى كه به او داشت تصور ميكرد مالك زيباترين زن جهان است « 4 » . يكى از افراد دستهء محافظين او كه ژيژس « 5 » نام داشت و پسر داسكبلوس بود « 6 » از مقربان درگاه او شده بود . كاندول بقدرى به ژيژس اعتماد داشت كه مهمترين اسرار حكومتى را با او در ميان ميگذارد . وقتى دربارهء زيبائى زن خود با او سخن ميگفت در ستودن زيبائى او مبالغه ميكرد . چون مقدر چنين بود كه كاندول با تيرهبختى روبرو شود ، كمى بعد « 7 » ژيژس را مخاطب قرار داد و چنين گفت : « ژيژس ، تصور ميكنم آنچه دربارهء زيبائى زن خود با تو ميگويم
هامش
( 1 ) - هراكلس كه بحكايت افسانههاى كهن بجرم قتل ايفيتوس( Iphitos )محكوم ببردگى شده بود بوسيله هرمس( Hermes )در ليدى فروخته شده بود .
( 2 ) -Iardanos( 3 ) - از اين اظهار هردوت چنين استنباط مىشود كه به نظر او حد متوسط زندگى يك نسل ذكور در خاندان ساندون بيست و سه سال بوده است . همين حد متوسط است كه هردوت در موارد ديگر براى حساب تاريخ و سنوات به كار ميبرد ( كتاب دوم بند 142 )
( 4 ) - در اينجا قصد هردوت اين نيست كه كاندول بعد از ازدواج عاشق زن خود شده باشد .
ظاهرا كاندول قبل از ازدواج عاشق زن خود شده بود و علت ازدواج او همين عشق بوده است . و چون زن او از خاندان كوچكى بود ، كاندول به علت اين ازدواج حسن شهرتى نداشت .
( 5 ) -( Gyges )- ژيژس كه ظاهرا در سال 687 قبل از ميلاد بسلطنت ليدى رسيده است يكى از شخصيتهائى است كه بعدها نامش در فلسفه و اخلاق وارد شد . حلقهء ژيژس يكى از مباحث معروف اخلاق است . اين حلقه معروف بقسمى بود كه هربار ژيژس گره آن را به داخل ميكشيد خود از چشم مردم ناپديد ميشد . معروف است كه او با به كار بردن اين تدبير پادشاه ليدى را بقتل رسانيد .
( 6 ) -Daskylos- اين شجرهنسب دليلى است بر اينكه ژيژس و خاندان او ساكن بىتىنى( Bithynie )بودهاند ، زيرا در اين ناحيه شهر مهمى بنام داسكيلوس وجود داشت .
( 7 ) - مقصود كمى بعد از ازدواج او است .