پادشاه ، آنچه ميگوئى درست است ، با اين حال تسليم خشموغضب مشو و يك شهر باستانى را ويران مكن ، چه اين شهر نسبت به آنچه در گذشته روى داده و آنچه امروز روى ميدهد گناهى به گردن ندارد . آنچه در گذشته روى داده مسبب آن من بودهام و مسئوليت آن را من به عهده ميگيرم . ولى آنچه امروز روى ميدهد مقصر آن پاكتيس است كه تو خود شهر سارد را به او سپردهاى . او است كه بايد مورد مجازات تو واقع شود . مردم ليدى را عفو كن و براى اينكه آنها بار ديگر طغيان نكنند و خطرى از جانب آنها متوجه تو نباشد آنچه به تو ميگويم به آنها تحميل كن : آنها را از داشتن سلاح جنگى منع كن و به آنان امر كن در زير لباس روئين خود قبائى بر تن كنند و كفشهاى پاشنه بلند برپا كنند . به آنها امر كن كه بفرزندان خود نواختن چنگ و موسيقى و تجارت و كسب بياموزند « 1 » . اى پادشاه ، به زودى مشاهده خواهى كرد كه مردان خوى زنان يافتهاند بقسمى كه ديگر بيمى از طغيان و شورش آنها نخواهى داشت . »
156 - كرزوس از آن جهت به كوروش چنين توصيه ميكرد كه معتقد بود اين مجازاتها براى مردم ليدى از اسارت و فروختهشدن در كوچه و بازار قابل تحمل تر است ( چه او اطمينان داشت كه چنانچه دليل معقولى به كوروش ارائه نميداد نميتوانست او را از اجراى تصميم خود منصرف كند ) . و نيز كرزوس بيم داشت كه مبادا ليدىها حتى اگر در حال حاضر از خطر سالم جهند ، در آينده بار ديگر بر ضد پارسها بشورند و موجبات نابودى خود را فراهم كنند . كوروش اين پيشنهاد را از روى ميل پذيرفت ، خشم خود را تسكين داد و اظهار كرد كه با عقيدهء كرزوس موافق است . پس يكى از مادها را كه مازارس « 2 » نام داشت طلبيد و به او امر كرد اقداماتى كه كرزوس توصيه ميكرد به اطلاع مردم ليدى برساند و نيز فرمان داد تمام افراد ديگرى كه با ليدىها در حمله به سارد شركت كرده
هامش
( 1 ) - بطوريكه مطالب بند 94 همين كتاب حاكى است ، اهالى ليدى در گذشته به اين امور علاقهاى خاص داشتهاند .
( 2 ) -Mazares