تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
بودند اسير كند و شخص پاكتيس را بهر قيمتى ممكن است زنده در محضر او حاضر كند . 157 - كوروش اين اوامر را در ضمن راه صادر كرد و سپس به راه خود بسوى سرزمين پارس ادامه داد . وقتى پاكتيس از نزديك شدن سپاهى كه براى مقابله با او ميآمد اطلاع يافت دچار بيم و هراس شد و به كيمه « 1 » گريخت . مازارس از اهل ماد قسمتى از سپاه كوروش را كه همراه داشت بسوى سارد راند و چون پاكتيس و همراهان او را در آنجا نيافت شروع باجراى اوامر كوروش در مورد ليديها كرد . در اثر اجراى اين اوامر طرز زندگى ليدىها به كلى تغيير كرد . سپس مازارس فرستادگانى به كيمه اعزام كرد و امر كرد پاكتيس را به او تسليم كنند . اهالى كيمه تصميم گرفتند براى مشورت نسبت به اين امر به خداوند برانشيد « 2 » مراجعه كنند و نظر او را بخواهند ، زيرا در برانشيد معبدى با هاتف از زمان‌هاى قديم موجود بود كه عموم مردم ائولى و يونى را عادات چنين بود كه به آن معبد براى مشورت مراجعه كنند . اين محل در شمال شهر ملط بالاتر از بندر پانورموس « 3 » قرار دارد . 158 - پس اهالى كيمه كسانى به برانشيد فرستادند و سؤال كردند چه رفتارى بايد نسبت به پاكتيس در پيش گيرند تا خداوندان را خوش آيد . پاسخ هاتف به اين سؤال اين بود كه پاكتيس را به پارس‌ها بايد تسليم كنند . وقتى اين جواب را به كيمه رساندند و مردم كيمه از مفاد آن مطلع شدند همه براى تسليم پاكتيس آماده شدند . ولى در همان موقع كه اكثر مردم شهر خود را براى اين كار آماده ميكرد يكى از اهالى كه شخصيتى برجسته داشت و آريستوديكوس « 4 » فرزند هراكليئدس « 5 » ناميده ميشد همشهريان خود را از اين اقدام بازداشت و نسبت
هامش
( 1 ) -Kyme( 2 ) -Branchides- يكى از شهرهاى يونى باستان واقع در نزديكى ملط كه محل يكى از هاتف‌هاى معروف باستان بود . ( 3 ) -Panormos( 4 ) -Aristodicos( 5 ) -Heracleides