نسب خدايان است و بطوريكه ميگويند نوع سرود مذهبى آنها چنين است « 1 » .
بعد از ترنم سرود مذهبى ، آنكس كه قربانى كرده لحظهاى صبر مىكند و سپس گوشتها را به خانه ميبرد و هرطور مايل است مصرف مىكند .
133 - پارسها عادت دارند كه روز تولد خود را جشن بگيرند . در آن روز آنها حق خود ميدانند كه غذائى مطبوعتر از غذاى روزهاى ديگر صرف كنند . اعيان و اغنيا گاو يا اسب يا شتر و يا خرى ميكشند و آن را يكپارچه در اجاقهائى بزرگ كباب ميكنند . اشخاص بىچيز و فقير به حيوانات كوچكتر قناعت ميكنند . پارسها معمولا غذاى مقوى سنگين كمتر ميخورند و بيشتر به غذاهاى سبك علاقه دارند كه همه را يكجا بر سر سفره نميآورند « 2 » . به همين جهت پارسها مدعى هستند كه اگر يونانيان فقط براى سد جوع غذا ميخورند علت آنست كه در آخر غذا چيز قابلى به آنها نميدهند ، در صورتى كه اگر در آخر غذا تنقلاتى براى آنان بياورند باز هم به خوردن ادامه خواهند داد « 3 » . پارسها به شراب بسيار علاقه دارند . آنها حق ندارند در حضور ديگرى استفراغ و يا ادرار كنند . اين بود قواعدى كه بين آنها مرسوم است و آنها رعايت ميكنند . بعلاوه عادت ديگر آنها چنين است كه مسائل بسيار مهم را در حال مستى و بيعقلى مورد بحث قرار ميدهند و وقتى در ميان مستى و مىگسارى تصميمى دربارهء مسألهاى اخذ ميكنند ، فرداى آن روز صاحب خانهاى كه تصميم در خانهء او اخذ شده بار ديگر قبل از صرف غذا به حال
هامش
( 1 ) - از طرز بيان هردوت چنين استنباط مىشود كه اطلاعات زيادى در اينباره ندارد .
آنچه مغان ميسرودند درحقيقت افسانه نسب نبوده است ، بلكه نوعى از تاريخچه نسلهاى خدايان بوده است كه شامل نام خدايان ، خصوصيات شخصى و صفات و ملكات اخلاقى آنها بود .
( 2 ) - غذاى سبك را معمولا پارسها با هريك از غذاهاى اصلى مصرف ميكردند و هربار كه غذاى اصلى تكرار ميشد ، همراه آن غذاى فرعى نيز تكرار ميشد .
( 3 ) - از اين قسمت از نوشتهء هردوت معلوم مىشود يونانيان آنچه را كه ما امروز با اخذ اصطلاح خارجى « دسر » ميناميم در پايان غذا يكجا مصرف ميكردهاند ، در حالى كه پارسها مانند بعضى از ايرانيان امروز عادت داشتهاند آن را در ميان غذا براى تحريك اشتهاى خود بتدريج بخورند و باصطلاح « مزهمزه » كنند .