از پارسها حق ندارند به علت ارتكاب يك گناه يكى از افراد خانوادهء خود را مجازاتى جبرانناپذير كنند . بايد ابتدا خوب بينديشند و چنانچه كارهاى بد مقصر از خدماتش از حيث تعداد و شدت بيشتر باشد ، آنگاه مىتوانند تسليم خشم و غضب شوند و او را مجازات كنند . پارسها عقيده دارند كه هيچكس از آنها تاكنون بقتل مادر يا پدر خود مبادرت نورزيده است و در تمام مواردى كه تا به حال صورت ظاهر حكايت از ارتكاب چنين جنايتى داشته ، اگر تحقيق شود بطور يقين به اين نتيجه ميرسيم كه جنايت از جانب فرزند فرضى و يا حرامزاده بوده است ، زيرا آنها مدعى هستند كه امكان ندارد پدر و مادر واقعى بدست فرزندان خود كشته شوند .
138 - هر عملى كه ارتكاب آن منع شده ، صحبت كردن از آن نيز ممنوع است .
بعقيدهء پارسها بدترين و ننگينترين كارها دروغ گفتن و پس از آن قرض گرفتن است و استدلال آنها اينست كه كسى كه قرض مىكند گاه مجبور مىشود دروغ بگويد . اگر يكى از همشهريان آنها به جزام يا جزام سفيد مبتلا شود حق ندارد به شهرها داخل شود و با ديگر مردم پارس معاشرت كند . زيرا پارسها عقيده دارند كه اين اشخاص از آن جهت دچار اين بيمارى شدهاند كه گناهى نسبت به خورشيد « 1 » مرتكب شدهاند . خارجيانى كه به اين امراض مبتلا شوند از كشور خود بيرون ميكنند و گاه كبوتران سفيد را نيز بتصور اينكه به اين مرض مبتلا هستند نابود ميكنند « 2 » . پارسها در مجارى آب ادرار نميكنند و آب دهان در آن نمىاندازند
هامش
( 1 ) - اشاره به ميترا خداوند آفتاب و روشنائى و يا اهورامزدا خداوند خير و نيكى .
( 2 ) - از اين مطلب طبيعتا چنين استنباط مىشود كه پارسها نسبت به كبوتر سفيد كراهتى خاص داشتهاند ، در حالى كه متون تاريخى خلاف آن را ثابت مىكند . بطوريكه شارون( Charon )از اهل لامپساك( Lampsaques )نقل مىكند گويا بر روى بعضى از كشتىهاى نيروى دريائى مردونيه( Mardonios )سردار معروف پارسى در جنگهاى خشايارشا كبوتر سفيد قرار داشت و اين موضوع ثابت مىكند كه اين حيوان در نظر پارسها شوم نبوده است . ولى اگر گفته شارون را چنين تعبير كنيم كه كبوترهاى سفيد را يونانيان به كشتىهاى پارسى فرستاده بودند در اين صورت اختلافى بين مفهوم دو متن نيست و مشكل مرتفع مىشود ، چه بايد فرض كرد كه كبوتر سفيد را يونانيان از آن جهت به كشتىهاى پارسى فرستاده بودند كه اين حيوان در نظر پارسها شوم بوده است .