تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
او شد . بطوريكه نقل ميكنند اين شخص از پدران خود خيلى جسورتر بود و نخستين كسى بود كه سپاهيان آسيائى خود را بدسته‌هاى منظم تقسيم كرد و سربازانى كه حامل اسلحه‌هاى مختلف بودند از قبيل نيزه‌داران ، تيراندازان و سوار نظام از هم مجزا كرد ؛ در گذشته اينها همه باهم مخلوط بودند . همين شخص است كه با ليدىها جنگيد و در حين آن جنگ بود كه روز به شب تار مبدل شد « 1 » . هم او است كه سراسر قسمتى از آسيا را كه در آنسوى رود هاليس قرار داشت تحت سلطه و اقتدار خود درآورد ؛ و نيز تمام قواى تابع خود را گردآورد و به نينوا حمله برد تا اين شهر را بانتقام خون پدر ويران كند . در جنگى كه اتفاق افتاد بر آشوريها چيره شد و شهر نينوا را تسخير كرد ، ولى در همان هنگام مورد هجوم سپاهى كثير از اقوام سيت كه بفرماندهى پادشاه خود ماديس « 2 » پسر پروتوتيس « 3 » آمده بودند قرار گرفت « 4 » . اين عناصر سيت در سر راه خود اقوام سيمرى را از اروپا به آسيا رانده بودند و خود بدنبال آنان به اين قاره وارد شده بودند و در همان حال كه بتعاقب فراريان سيمرى مشغول بودند به سرزمين ماد رسيده بودند « 5 » .
هامش
( 1 ) - بند 74 همين كتاب . ( 2 ) -Madyes( 3 ) -Prototeyes( 4 ) - در اينجا هردوت بنقل خاطرات مهم از وقايعى كه درحقيقت كمى قبل از سقوط نينوا رويداده است مشغول است . بموجب اسناد و مداركى كه به خط ميخى در دست ما است در سال 614 قبل از ميلاد يعنى دو سال قبل از واقعه‌اى كه هردوت بدان اشاره مىكند ، سياگزار با آشوريها جنگيد و پس از تسخير سرزمين آشور نينوا را در معرض تهديد قرار داد . از طرف ديگر ديودور( Diodore )مورخ ديگر باستان مدعى است ( كتاب دوم - بند 26 ) كه در موقعى كه نينوا در محاصرهء مادها بود سپاهى از اقوام باكترى يا باخترى بكمك آشورىها آمده كه بعدا به مهاجمين پيوسته است . احتمال ميرود اين مهاجمين باكترى كه ديودور به آنها اشاره مىكند همان عناصر سيت باشند كه هردوت از آنها صريحا ياد كرده است . ( 5 ) - ظاهرا هجوم اقوام سيت ، آنطور كه هردوت تصور مىكند زياد از حيث