براى اهالى يونى پيشبينى كرده بود و تاريخ آن را در حدود همانسال تعيين كرده بود كه اتفاقا اين واقعه در آن سال اتفاق افتاد « 1 » . وقتى اهالى ليدى و اقوام ماد مشاهده كردند كه روز روشن به شب تار مبدل شد از جنگ دست كشيدند و هردو طرف آمادهء صلح شدند . كسانى كه بين آنها توافق ايجاد كردند دو نفر بودند ، يكى سينزيس « 2 » از اهل سيليسى و ديگرى لابينت « 3 » از اهل بابل . اين دو نفر وسيلهء اداى سوگند بين دو حريف شدند و در قراردادى كه بامضاى دو طرف رساندند دستوبال هردو را با عقد ازدواجى بستند « 4 » . آنها چنين حكم كردند كه آليات دختر خود آرينيس « 5 » را به عقد ازدواج آستياژ پسر سياگزار درآورد ، چه قراردادها بدون روابط مؤثر خويشاوندى در حال عادى نه قدرتى دارند و نه استمرار و دوام .
تشريفات سوگند در نزد اين اقوام نظير اين تشريفات در نزد يونانيان است ، با اين تفاوت كه آنها كه سوگند را قرائت ميكنند ، زخمهائى سطحى بر بازوى خود وارد ميكنند و آنگاه يكى خون ديگرى را ميمكد .
75 - بدين ترتيب كوروش آستياژ را كه از جانب مادر پدربزرگ او بود بدليلى كه در پايان اين داستان ذكر خواهم كرد از كاربر كنار و زندانى كرد . اين بود دليل كينهء كرزوس نسبت به كوروش در موقعى كه با هاتف معابد دربارهء جنگ با پارسها مشورت ميكرد . همين كه جواب فريبندهء هاتف به او رسيد و آن را در صلاح خود تشخيص داد دردم براى اشغال سرزمين پارسها حركت كرد .
هامش
( 1 ) - در آسياى صغير در آن زمان دوبار كسوف خورشيد رويداده است ، يكى در سال 610 و ديگرى در سال 585 قبل از ميلاد .
( 2 ) -( Syennesis )- احتمال ميرود اين كلمه در اصل عنوان و لقبى بوده است نه اسم شخصى معين .
( 3 ) -( Labynete- لابينت درحقيقت همان نبونيد( Nabonide )پادشاه معروف بابل است ( بند 77 و 188 همين كتاب ) ، ولى در تاريخى كه اين جنگ بين اقوام ماد و ليدى درگرفته بود در بابل پادشاهى به اين نام سلطنت نميكرد .
( 4 ) - در اين باره رجوع شود به توضيح خارج از متن .
( 5 ) -Aryenis