بتوانند بطور دائم از اهل دلف گردند .
55 - پس از آنكه اين هدايا به اهالى دلف داده شد ، كرزوس براى بار سوم با هاتف اين شهر مشورت كرد ، زيرا از وقتى كه از اين هاتف جواب صحيح نخستين را شنيده بود در اين كار مبالغه ميكرد . سؤالى كه در اين مشورت مطرح شد اين بود كه آيا سلطنت او طولانى خواهد بود . هاتف چنين پاسخ داد :
« روزى كه قاطرى پادشاه مردم ماد شود ، »
« در آن زمان ، اى مرد ليدى كه پاهاى ظريف دارى ، »
« در طول رود پركلوخ هرموس بگريز ، »
« پشت برجاى كن ، و از اينكه جبون و ترسو باشى شرم مدار . »
56 - وقتى اين پاسخ به كرزوس رسيد بيش از حد از آن خرسند شد ، زيرا فكر ميكرد كه محال است روزى بجاى يك انسان قاطرى بر مادها سلطنت كند و به همين دليل او و اخلافش براى هميشه سلطنت خواهند داشت . آنگاه در جستجوى آن شد كه كداميك از اقوام يونانى نيرومندترند تا آنها را با خود متحد و همراه كند . نتيجهء تحقيقات او اين شد كه نيرومندترين مردمان يونان اهالى لاكدمون و آتن ميباشند كه يكى از نژاد درى « 1 » و ديگرى از نژاد يونى « 2 » بودند . درحقيقت ، اين دو قوم از برجستهترين اقوام سرزمين يونان بودند ، چه يونىها دراصل همان پلازژها « 3 » و درىها نيز از منشاء هلن و يونانى بودهاند . دسته اول تا امروز تغيير محل نداده است « 4 » ، در حالى كه دستهء دوم دائما در مهاجرت و تغيير محل بوده است .
هامش
( 1 )( Dorie( 2 ) -Ionie( 3 ) -Pelasges( 4 ) - آنچه هردوت در اين عبارت بيان مىكند نبايد شامل تمام اقوام پلازرويونى باشد .
ظاهرا مقصود او در اين قسمت اهالى آتن است و آنچه بعدا گفته شده از روى قرينه بايد مخصوص اهالى لاكدمون باشد . با اين حال حتى اهالى لاكدمون نيز مانند ديگر اقوام درى قومى ثابت نبوده و در مهاجرتها شركت داشتهاند .