تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
وحشى مانده‌اند « 1 » ، به نظر نميرسد كه هيچ قومى چنين توسعه يافته و بزرگ شده باشد « 2 » . 59 - كرزوس مطلع شد كه يكى از اقوامى كه شرح آن در فوق گذشت و قوم آتن نام داشت در زمان پيزيسترات « 3 » پسر هيپوكرات « 4 » كه در آن زمان حكمران مطلق العنان آتن بود بانفاق و اختلاف داخلى روبرو بود . هنگامى كه هيپوكرات مانند يك فرد عادى در مراسم جشن‌هاى المپى شركت كرده بود واقعه‌اى شگفت و حيرت‌آور براى او رويداد . هيپوكرات قربانىهاى معمولى را اهدا كرده بود و هنگامى كه ديك‌ها مملو از گوشت و آب بود ، بدون اينكه آتشى روشن شود ديگ‌ها به جوش آمدند و سررفتند . كيلون « 5 » از اهل لاكدمون كه تصادفا در آنجا
هامش
( 1 ) - قصد هردوت از بيان اين عبارت اينست كه آن قسمت از اقوام پلازژ را كه از حال وحشيگرى خارج شده بودند مشخص كند ، قومى كه در شهر آتن سكونت داشت از اين دسته محسوب ميشد . ( 2 ) - نويسندگان يونان باستان اصطلاح « پلازژ » را به دو معنى به كار برده‌اند : 1 ) معناى اول آن نام بعضى از قبايل يونانى است كه در تسالى و تراس و ميزى( Mysie )سكونت داشتند . 2 ) معناى دوم آن‌كه بيشتر استعمال مىشود همانست كه ما امروز « ما قبل تاريخ » ميناميم . پلازژهائى كه هردوت از آنها صحبت مىكند دسته‌اى از يونانيان بودند كه مانند درىها در زمانهاى مختلف به سرزمين يونان هجوم بردند . قبل از ورود آنها به سرزمين يونان ، در قسمت قاره‌اى يونان مردمى حقير و مسكين ميزيستند ، در حالى كه در جزاير و بخصوص در قسمت اصلى يونان تمدنى درخشان موجود بود . قسمت اخير اين بند از متن كتاب هردوت بسيار مهم است و بدرستى معلوم نيست مؤلف چه قصدى از انشاء آن داشته . شايد قصد او اين بوده كه بگويد كه چنانچه پلازژها مجزا مانده بودند و كارشان بالا ميگرفت ميتوانستند از تحليل رفتن خود در تمدن يونانى مانع شوند . ( 3 ) - پيزيسترات( Psistrate )در سال 561 قبل از ميلاد در يونان بحكومت رسيد و در سال هاى 556 و 555 بوسيلهء خاندان آلكمئون( Alcmeon )از يونان رانده شد و به او به( Eubee )عزيمت كرد . در سال 550 از « اوبه » مراجعت كرد و در 527 درگذشت . از اين قرار ، « يازدهمين سال » كه هردوت در بند 62 از آن صحبت ميدارد بايد از اولين سال رسيدن او به حكومت حساب شود ( 561 قبل از ميلاد ) ، نه از سال سقوط او . پيزيسترات سياستى عاقلانه و ملايم داشت ، از شعرا و ادبا تشويق كرد و اولين كسى بود كه اشعار هومر را منتشر كرد . ( 4 ) -Hippocrate( 5 ) - كيلون( Chilon )يك تن از هفت تن « ريش‌سفيدان و عقلاى » قوم بود .