كاخ سلطانى است جاى دارد ، با ساختمانى بزرگ و برازنده كه 400 رأس اسب در آن نگاه مىدارند . اسبها بارآمدهء اين كشورند يا از انگليس و اسپانيا و جاهاى ديگر آورده شدهاند ، و آنها را بيشتر در مراسم و تشريفات به كار مىبرند . رنگ بيشترشان ابلق است ، و در بنيه و قامت يكسان مىنمايند . اين اسبها را خوب انتخاب كردهاند ، و اسبهايى كه يال و دم به رنگهاى كمياب دارند هم در ميانشان هست . همه را خوب فربه و ورزيده كردهاند . بيشتر اين اسبها سه - چهار سالهاند ، و تا هفت - هشت ساله هم نگاه مىدارند . ميان اينها اسبى 24 ساله بود كه گفتند پيرترين اسب اين اصطبل است . محيط اصطبل پاكيزه بود و سرگين و خاك و خاشاكى بر زمين ديده نمىشد .
به طبقه دوم اين ساختمان كه رفتيم ، حدود يكصد كالسكه به نمايش گذاشته بودند ؛ از كالسكه و درشكههاى قديم تا انواع جديد آن . همه نقش زركارى و نقرهكوب داشت و بسيار چشمگير بود . اين كالسكهها از اسباب تجمل امپراتورى اتريش است . كالسكههاى قديم [ در بالاى چرخها ] مانند كالسكههاى امروزى فنر نداشت . آن كالسكهها به اين صورت طراحى شده بود كه [ براى گرفتن تكان حركت ] دو تسمه آهنى خميده كه دو سر آن روى [ محور ] چرخهاى جلو و عقب نصب بود بر شاسى كالسكه سوار كرده و اتاقك كالسكه را با تسمه چرمى به بالا و ميان اين دو فنر آويخته بودند ، كه طرح و تركيب بسيار عجيبى داشت . اين كالسكه كوچك گويا قشنگترين كالسكه [ زمان خود ] بود و ناپلئون اول سوار آن مىشد .
چهارشنبه 6 ، صاف :
به راهنمايى ايدا ، وزيرمختار ، موزهء كاخ سلطنتى را تماشا كردم ، و شب هم به نمايش هنر و شيرينكارىهاى اسبها رفتيم .
كارخانهء تفنگسازى
پنجشنبه 7 ، ابرى :
در فاصله 192 كيلومترى غرب وين كارخانه تفنگسازى اشتاير
Steyr
جاى دارد ، كه مالك آن آقاى ورندل است . براى رفتن به اينجا با ايدا ، وزيرمختار ، و واتانابه رنكيچى به ترنى كه ساعت 9 و 20 دقيقه شب حركت مىكرد سوار شديم ؛ و با پيمودن 180 كيلومتر ، در ساعت 3 بامداد به ايستگاه مقصد رسيديم . آقاى ورندل كسى را براى استقبالمان به اينجا فرستاده ، و او منزلى برايمان گرفته بود تا اندكى بياساييم تا هوا روشن بشود .