ميگوى سرخ
يكى از مردم محل سه ميگو براى فروش آورد . اين ميگوها رنگ سبز و نقشى عجيب و غريب داشت و كسى از همراهان آن را نخريد ، زيرا كه براى ژاپنىها ميگو آن است كه رنگش سرخ تيره باشد . من فقط براى تفريح و تفنن اين ميگوها را خريدم ، و چون در آب داغ انداختم رنگش سرخ يكدست شد و هيچ تفاوتى با ميگوى پخته شدهء ژاپنى نداشت ، و بسيار هم خوشمزه بود . تصور مىكنم كه تفاوت رنگ آن بايد بر اثر تفاوت مقدار نمك يا املاح ديگر در آب دريا و تفاوت اقليم و آب و هوا باشد .
درخت نان
دوشنبه 24 ، صبح صاف و عصر بارانى ، 95 درجه :
ساعت 8 صبح به جزيرهء سوپار رفتيم . اين جزيره محاذى بندر ترينكومالى ، و از جزاير كوچكى است كه نيروى دريايى انگليس آنجا پايگاه دارد . اين جزيره سراسر كوهى است كه ارتفاع چندان ندارد و اينجا سه - چهار كلبه و سرپناه براى آسودن و خوابيدن ساختهاند . در محوطهء اين خانهها اراضى تپه را آباد ساخته و باغ گل درست كرده و درخت كاشتهاند تا جاى گردشى براى اهل قرارگاه باشد . درخت عجيبى اينجا ديديم كه ميوهاش از تنه آويخته و پوستش تا اندازهاى شبيه كاج و قطر تنهاش حدود يك پا بود ، و به انگليسى
Breadfruit
[ درخت نان ] خوانده مىشود و آن را در ژاپن موشى هيكا مىگويند . گويا اگر ميوهاش را كباب كنند ، همان طعم موشىموچى ژاپن را دارد . مىتوان گفت كه مصداق اين مثل ژاپنى است كه « از درخت ، كلوچه برنجى مىگيرند . « 1 » »
مهمانى حاكم انگليسى
ساعت 8 بعدازظهر به دعوت آقاى جونز
Jones
، سرتيپ اول دريايى و فرماندهء اين جزيره ، به سراى حكومتى رفتيم . از بيرون در عمارت تا توى باغ با چند چراغ ژاپنى [
bonbori
يا
Pandon
] كه كشتى ما هديه كرده بود روشن شده بود . در اتاق پذيرايى موسيقى مترنم بود و ، بعد از رقص ، ده و چند مهمان از زن و مرد به شام پذيرايى شدند .
در عرشهء كشتى ما براى رونق بخشيدن به اين مهمانى آتشبازى شد . جشن خوش و مهمانى بسيار گرمى بود . ساعت 12 و نيم شب خداحافظى كرديم و برگشتيم .
هامش
( 1 ) . كىنىموچى ئوشوء جيرو [Ki ni mochi o shojiru] ، مانند « كره گرفتن از آب » در مثل فارسى .