تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 749

مساهمون:

ص٧٤٩
15 . پوشيده ماندنِ احكام فراوان و از ميان رفتن بخشى از آنها ، از پيامدهاى نهى از تدوين - به مدّت يك قرن - مىباشد ، تا آنجا كه سنّتِ پيامبر صلى الله عليه و آله به صورت امرى فراموش شده درآمد ؛ و روزگار منع تدوين حديث طول كشيد تا اينكه باب تدوين گشوده شد ، ليكن تدوين حكومتى و ناقص و آميخته با حجمِ انبوهى از اجتهادات و آراء . 16 . توجيه تراشى براى تشريعِ آنچه خوشايندشان بود براى آيندگان ، و برگرفتنِ آن و واجب ساختن آن بر مسلمانان ، و ترك كردنِ آنچه مورد پسندشان نبود ؛ و بازگذاشتن ميدان براى فرصت طلبان تا در اين راستا چاره‌انديشى كنند و آنچه را حاكمان انتظار دارند ، برآورند . اين امر ، به پيامدهاى زير منجر شد : الف ) اجازه اجتهاد مطلق ، خواه نصّى در ميان باشد يا نباشد . ب ) استوار ساختنِ مصلحتى كه ادعا مىشد - نه مصلحت واقعى - و مقدّم داشتن آن بر نصوص . ج ) عدم لزوم عرضه اقوال صحابه بر قرآن ، بلكه بعضى آنچه را صحابى بر زبان آوَرَد - به طور مطلق - حجّت مىشمارند و فعل صحابى را مخصِّص كتابِ خدا مىانگارند . 17 . منعِ تدوين حديث ، به جهت گوناگونى رويكردها و رأىها ، موجب اختلاف حديث از پيامبر صلى الله عليه و آله شد . 18 . دور ساختن امّت از اهل بيتعليهم السلام در فقه و سياست ، امامان اهل بيتعليهم السلام را واداشت تا بر تدوين و حفظ آنچه را از پدرانشان ارث بردند - و بيم از ميانِ رفتن آنها بود - اصرار ورزند . اين امر ، ميراثِ حديثى شيعه را گرانبارتر از رواياتى ساخت كه نزد اهل سنّت هست ؛ زيرا مىدانيم كه سنن نسائي به جهت در بر داشتنِ احكام ، بر ديگر كتاب‌هاى اهل سنّت ممتاز است ؛ چراكه مؤلّف آن در نامه‌اى به اهل مكّه مىنويسد : همه اين احاديث درباره احكام است ، احاديث فراوانى را كه در زهد و فضايل و ديگر مكارم است ، در اين كتاب نياوردم .