الف ) وجود نشانههاى اوليه در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله نزد كسانى كه پس از به قدرت رسيدنِ اسلام ، آن را پذيرفتند . اينان با پيامبر به مخالفت برمىخاستند و به اجتهاد دست مىيازيدند و آنچه را پيامبر صلى الله عليه و آله آورده بود ، وامىگذاشتند .
ب ) پياده نمودن نظريه اجتهاد ، به وسيله ابوبكر .
ج ) گشايش وسيعترين درها توسط عمر ، براى پياده نمودن اجتهادات و آراى خودش .
6 . ظهور مفهومِ « رأي رَأَيتُه » ( رأيى است كه ابراز داشتم ) و « تَأَوَّلَ فَأَخْطَأَ » ( برداشتى داشت ولى به خطا رفت ) در سپيده دمِ حكومتِ منع از تدوين ، و منجر شدنِ آن به پىريزى اصول جديدى همچون قياس و استحسان و مصالح مرسله و . . .
7 . تأثير منع تدوين و فتح باب اجتهاد - به طور جدّى - در پيدايش رويارويى و اختلاف در فتاوا و آراى صحابه - بلكه گوناگونى فتواها و آراى يك صحابى - كه به نتايج زير انجاميد :
الف ) مشروع شدنِ اختلاف و تعدُّد آرا نزد صحابه ، و حجيّتِ همه آنها و قائل شدن به عدالت صحابه .
ب ) پذيرش تصويب در احكام شرعى به اين معنا كه خدا احكامش را - در لوح محفوظ - طبقِ فتواهاى مجتهدان ثبت مىكند .
ج ) قائل شدن به اجتهاد پيامبر صلى الله عليه و آله و اينكه آن حضرت مانند ديگر انسانهاست ، به خطا مىرود وصواب مىگويد ( هنگام خشنودى سخنى را بر زبان مىآورد كه در زمان خشم به آن لب نمىگشايد ) تا ابوبكر و عمر را در رفتارها و كارهايشان معذور بدارند .
د ) تفسير احاديث رسول خدا صلى الله عليه و آله به آنچه خرسندشان سازد ؛ چنان كه در « اختلاف أُمّتي رحمة » ( اختلاف امّتم رحمت است ) مشاهده مىشود .
8 . مطرح ساختن عُمَر نظريه اعلم بودنِ خودش را - در حالى كه در آغاز اين ادعا را براى خود نداشت - و تحوُّل اين نظريه به انديشه اعلم بودنِ خلفا به احكام خدا و اينكه آنان اوْلىترين كسان به صدور فتوايند .
بر اين اساس ، جايز است :
منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 746
مساهمون: السيد علي الشهرستاني
ص٧٤٦