مبشّره » ( ده نفرى كه وعده بهشت به آنها داده شد ) به كار گرفت تا اينكه اعتراضاتِ مسلمانان را از خود دور سازد .
اين كار ، هيچ سودى نبخشيد ، ليكن پس از آن ، شتابان به خدمت گرفته شد و در عقائد و فقه مسلمانان تأثير گذاشت .
12 . اختصاص مُدَوَّنات - كه با تأخير زمانى نگارش يافت - به بخش بزرگى از آراى سردمداران مكتبِ اجتهاد ( و به ويژه تمركز فراوان بر تدوين سيره ابوبكر و عمر ) به آراى آن دو امتياز خاصى بخشيد و برترى آنها را بر آراى ديگران نماياند .
و با اين كار ، يعنى حصر اجتهاد در ابوبكر و عمر ، گرچه حصر كامل درهم شكسته شد جز اينكه در پرتو اين كار ، هالهاى از قداست و اولويّت ، سيره ابوبكر و عمر را در بر گرفت .
13 . معطوف ساختن نگاهها به فقه مخالفانِ تدوين و تعبُّد و از صحنه راندن فقه مُدوِّنان متعبّد به سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله ، و تقويتِ جايگاه قُرَشيان و صحابيان متأخّر - كسانى كه جزو برگزيدگان صحابه نبودند - و واگذارى مسئوليتها و نقشهاى مهم سياسى و قانون گذارى به آنان .
14 . دور نگه داشتن امّت از اهل تدوين و مُدَوَّنات ، كه اهل بيتعليهم السلام و مُدَوَّنات آنان ، سرآمدِ اين قافله به شمار مىآمد .
در اين محور ، چند گام اساسى برداشته شد :
الف ) پذيراندنِ اين نظريه كه نبايد نبوّت و خلافت - با هم - در بنى هاشم اجتماع يابد .
ب ) ساخت احاديث در فضائل مانعان تدوين ، و تراشيدن لغزشهاى ساختگى براى مُدَوِّنان و در نتيجه ، پيروى از مسلكِ فقهى مانعانِ تدوين .
ج ) اختراع نظريه افضليت شيخين بر ساير مردم و اينكه عثمان بعد از ابوبكر و عمر ، بر همه مردم برترى دارد ، و نگه داشتن على بن ابى طالب عليه السلام در جايگاهى كه ديگر مردمان با او مساوى و همسطحاند .
د ) نسبت دادن همه آراى فقهى برآمده از منع تدوين را به مدوِّنانى كه نقلهاى ثابت و صحيح ديگرى از آنها وجود داشت و برخاسته از مكتبِ تدوين بود .
منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 748
مساهمون: السيد علي الشهرستاني
ص٧٤٨