5 . پذيرش مشروعيّت رأى و چند رأيى ، هواداران آنان را به تحريف واداشت ؛ يعنى آنان در راستاى يارى امامانشان خود را ملزم ساختند كه حديث بسازند يا احاديث را طبق آنچه قائلاند تأويل كنند . از اين روست كه مىنگريم آنان جعل مذهبى را از اقسام جعل مىشمارند .
امّا پيروان مكتب تعبّد محض ، به اين چيزها نيازى نداشتند ؛ چراكه حديثشان از اصول مُدَوَّن نقل مىشد و در نتيجه تصوّر تحريف در اقوالِ آنها وجود نداشت ؛ زيرا نصوصشان بر خلاف هم نبودند و از يك مصدر تراوش مىيافتند ، و نيز آنان قرآن را اصل قرار دادند كه هر آنچه مشكوك به نظر مىرسد بر آن عرضه گردد .
6 . فرق ديگر اين است كه : در مكتب تعبّد محض ، اصول مبانى فقهى منسجم است ، بر خلاف مدرسه اجتهاد و رأى .
اهل بيتعليهم السلام بر لزوم گرفتن احكام از كتاب و سنّت ( نه چيز ديگر ) تأكيد داشتند ، امّا مكتب اجتهاد و رأى ، در مقابل كتاب و سنّت ، رأى و اجتهاد را مشروع دانستند و اين امر به اختلاف در اصول پذيرفته شده نزد آنها دامن مىزد ؛ بعضى بر قياس اعتماد مىكردند و بعضى ديگر از آن برحذر مىداشتند ؛ برخى قائل به مصالح مرسله بودند و برخى ديگر آن را برنمىتافتند و . . .
هر مذهبى در پى حفظ منافع خويش برمىآمد و نتيجه اين كشمكشها ، فزونىها و تأويلاتى بود كه در هر يك از آنها رخ مىنمود . بعضى به بعض ديگر نسبتهايى مىدادند كه از او به دور بود يا مقصودِ او نبود .
مذاهب چهارگانه امروزه و مذاهبى كه منقرض شدهاند با هم برخوردهاى فكرى دارند و امواج اختلاف ، ميانشان موج مىزند ، حتّى بعضى بعض ديگر را فاسق مىشمارند .
همين امر از قوىترين انگيزههاى تحريف و انحراف مىباشد ؛ چراكه هركس درصدد برمىآيد مسلك و مذهب خويش را يارى كند .
7 . نگاهى به عملكرد كسانى كه به توثيق و تضعيفِ راويان - در هر دو مكتب - مىپردازند ، از حقيقتى پرده برمىدارد كه بر خردمندان پوشيده نيست .
منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 740
مساهمون: السيد علي الشهرستاني
ص٧٤٠