شيخ حسن در المنتقي و المعالم تصريح مىكند به اين سخن كه :
احاديث كُتُب اربعه ( و مانند آن ) در بردارنده قرائن [ صحّت ] است و آنها - بى هيچ تغييرى - از اصول و كتابهايى نقل شدهاند كه همه بر صحّتِ آنها اتفاق نظر دارند « 1 » .
كَفْعَمى در الجُنّة الواقيه مىگويد :
اين كتاب محتوى عوذات ، دعاها ، تسبيحها و زيارات است . . . از كتابهايى كه صحّتِ آنها مورد اعتماد مىباشد و با امنيّتِ خاطر مىتوان به آنها چنگ آويخت ، برگرفته شدهاند « 2 » .
على بن ابراهيم قمى ، به ثبوتِ احاديثِ تفسيرش و اينكه آنها از افراد ثقه از ائمّهعليهم السلام روايت شدهاند ، شهادت مىدهد « 3 » .
سيّد رضى الدين بن طاووس در كتابهاى خويش سخنانى را مىآورد كه دلالت دارند بر اينكه بسيارى از كتابهاى مذكور و ديگر كتابهاى مانند آنها ، همچون اصولِ اصحابِ ائمّه نزدش بوده ، و چيزهاى فراوانى را از آنها نقل مىكند « 4 » .
نيز شهيد در الذكري و كَفْعَمى در المصباح تصريح كردهاند كه بسيارى از اصول قدما و كتابهاى ايشان ، نزد آنها موجود بوده است « 5 » .
تا اينكه نوبت به شيخ حُرّ عاملى مىرسد ، وى در فائدهء چهارم ، از فوايد پايانى كتابش - وسائل الشيعه - كه درصدد شمارش مصادر كتاب است - مىنويسد :
هامش
( 1 ) . منتقى الجمان 1 : 27 .
( 2 ) . الجنّة الواقية : 3 - 4 .
( 3 ) . تفسير القمى 4 : 1 ؛ وسائل الشيعه 30 : 202 .
( 4 ) . وسائل الشيعه 30 : 213 .
( 5 ) . همان .