فرمود : بنويس : بسم الله الرحمن الرّحيم ؛ الإيمانُ ما وَقَرَتْهُ القُلوبُ ، وصَدَّقَتْهُ الأعمالُ ، والإسلامُ ما جَري به اللسانُ وحَلَّتْ به المُناكحة ؛
به نام خداوند هستى بخش مهربان ؛ ايمان آن است كه در قلبها جا گرفته و اعمال آن را تصديق كند ، و اسلام چيزى است كه بر زبان جارى مىشود و بدين وسيله زناشويى حلال مىگردد .
ابو دِعامه مىگويد ، گفتم : اى فرزند رسول خدا ، به خدا سوگند ، ميانِ نيكويى اين حديث و سندى اين چنين آراسته و استوار ، در شگفت ماندهام كه كدام يك زيباتر است ؟ !
امام عليه السلام فرمود : آن ، در صحيفهاى است به خط على بن ابى طالب عليه السلام و املاى رسول خدا صلى الله عليه و آله كه ما نسل اندر نسل به ارث بردهايم « 1 » .
اين روايت الهام بخش اين حقيقت است كه همه يا بيشتر آنچه امامان عليهم السلام روايت كردهاند از كتاب امام على عليه السلام است ، هرچند جدا جدا ( در هر روايت ) به آن تصريح ندارند ، بلكه به صورتِ عمومى بيان داشتهاند .
اين امر بر بعضى از نادانان پوشيده مانده است و امام صادق عليه السلام را مُتَّهم ساختهاند كه « صُحُفى » است و از كتاب چيزى را مىگويد ، و درنيافتهاند كه مستند آن حضرت نوشتههايى است كه از رسول خدا صلى الله عليه و آله با خط امام على عليه السلام دريافت كرده است .
امام هادى عليه السلام استوار سازى مرويات و مدوّنات را از آبا و اجدادش استمرار بخشيد تا احاديث خالص و شفاف به نسلهاى آينده برسد .
محمّد بن عيسى مىگويد :
داود بن فَرْقَد فارسى نامهاى به ابوالحسن ثالث نوشت و آن حضرت به خط خويش پاسخ آن را نگاشت ، گفت :
هامش
( 1 ) . مُروج الذَّهَب 4 : 85 - 86 ؛ اعيان الشيعه 2 : 349 ، رقم 1821 ؛ نيز بنگريد به ، بحار الأنوار 50 : 208 .