تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 657

مساهمون:

ص٦٥٧
بر ابو جعفر [ امام جواد ] عليه السلام وارد شدم و كتاب‌هايى از پدرش همراهم بود . آن حضرت به خواندنِ آنها پرداخت و كتاب بزرگى را بر چشمانش گذاشت و گفت : والله ، خط پدرم مىباشد و به گريه افتاد تا آنجا كه اشك‌هايش سرازير شد « 1 » . و احمد بن ابى خَلَف روايت مىكند : بيمار بودم ، ابو جعفر عليه السلام به عيادتم آمد ، كنار بالينم كتاب يوم و ليلة بود . از آغاز تا پايان آن را ورق زد و [ سه بار ] فرمود : خدا يونس را رحمت كند . . . « 2 » و از آن حضرت روايت شده كه فرمود : در كتاب علي عليه السلام آمده كه انسان ، شبيه‌ترين چيزها به معيار ( ترازو ) مىباشد ؛ يا راجح ( و سنگين ) است به علم - و يك بار فرمود به عقل - و يا ناقص ( و سبك ) است به جهل « 3 » . امام جواد عليه السلام بر اهميتِ تدوين تأكيد مى ورزيد زيرا تدوين سبب ماندگارى بيشترى در اذهان مىشود تا نقل تنها ، بلكه در ذهن كسى كه برايش نقل صورت مىگيرد پايدارتر مىماند ؛ به ويژه آنكه در ميانِ خوانندگان كسانى خط امام عليه السلام را مىشناختند . از عبدالعزيز مُهْتَدِى حكايت شده كه از امام جواد عليه السلام درباره يونس بن عبدالرحمان پرسيد ، امام عليه السلام به خط خود نوشت : او را دوست مىدارم و برايش رحمت مىطلبم ، هرچند همشهريانِ تو مخالف‌اند « 4 » .
هامش
( 1 ) . رجال كشّى : 475 . ( 2 ) . رجال كشّى 2 : 484 ، رقم 913 ؛ وسايل الشيعه 27 : 100 . ( 3 ) . كشف الغمّه 2 : 346 . ( 4 ) . رجال كشّى : 413 ؛ مقصود از « بلد » بصره است - چنان كه در شرح اصول كافى مازندرانى 6 : 7 هست - اهل بصره در آن زمان عثمانى و پيرو رأى و اجتهاد بودند و از دشمنانِ مكتب تعبّد و تدوين به شمار مىآمدند .