تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 627

مساهمون:

ص٦٢٧
من شاهد بودم كه ابن ابى ليلا درباره مردى كه براى بعضى از خويشانش غلّه زمينى را قرار داده بود بىآنكه از نظر زمانى پايانى براى آن معيّن كند و آن مرد از دنيا رفته بود ، وارثانِ آن مرد را حاضر ساخت و آن خويشاوندى را نيز كه برايش محصولِ آن زمين قرار داده شده بود فراخواند ، سپس چنين قضاوت كرد : نظر من اين است كه به همان شيوه صاحب زمين رفتار شود و همچنان غلّه در اختيارش قرار گيرد . محمّد بن مسلم گفت : على بن ابى طالب بر خلافِ آنچه تو حكم كردى قضاوت كرد ! پرسيد : اين سخن را از كجا مىگويى ؟ پاسخ داد : شنيدم ابو جعفر مىگفت : على بن ابى طالب به رَدّ حبيس ( فوايدى را كه شخص براى فرد يا گروهى قرار داده است بىآنكه زمانِ پايانِ آن را مشخص سازد ) و اجراى احكام ميراث ، حكم كرد . ابن ابى ليلا پرسيد : آيا اين سخن در كتابى نزد تو هست ؟ پاسخ داد : آرى . گفت : بفرست آن را بياورند و به من نشان ده . محمّد بن مسلم گفت : به شرط آنكه در آن كتاب فقط به همين حديث نگاه كنى ! گفت : باشد . محمّد بن مسلم كتاب را آورد و حديث ابو جعفر را به او نشان داد و ابى ليلا در آن قضيّه از حكم خود برگشت « 1 » . با توجّه به اين حديث ، مىتوان دريافت كه ابن ابى ليلا دوست داشت بر كتابِ امام على عليه السلام آگاهى يابد ؛ چراكه مىدانست قول محمّد بن مسلم - به تنهايى - حجّت
هامش
( 1 ) . فروع كافى 7 : 35 ، حديث 27 ؛ من لا يحضره الفقيه 4 : 245 ، حديث 5581 .