نيست و او همچون ابى ليلا يكى از فقهاست و رأى و نظرى دارد . به همين جهت پرسيد : دليل تو بر اين سخن چيست ؟
و پس از آنكه محمّد بن مسلم در پاسخ او گفت كه اين سخن ، قول امام محمّد باقر عليه السلام مىباشد ، به آن بسنده نكرد ، بلكه از او خواست كه آن را در كتاب به او بنماياند ؛ زيرا :
اولًا : مىدانست كه مُدوَّنات اهميت دارند [ و مىتوان به آنها اعتماد كرد ] .
ثانياً : دريافت كه به طور قطع امام باقر عليه السلام آن را از كتاب امام على عليه السلام باز گفته است ، از اين رو خواست ثابت شود كه آن سخن از كتاب امام على عليه السلام است و او به چشم خود آن را ببيند .
و نكته ديگر اين است كه محمّد بن مسلم بر ابن ابى ليلا شرط كرد كه به جز محلّ اختلاف جاى ديگر كتاب را نگاه نكند ؛ چراكه اصحاب اهل بيتعليهم السلامحريص بودند بر اينكه كتاب امام على عليه السلام يا بسيارى از مطالب و احاديث آن ، به دستِ نا اهلان نيفتد تا با اجتهادات و آراى خود مطالبِ آن را بياميزند و سپس آنها را به كتابِ امام على عليه السلام نسبت دهند و با اين شيوه ، رواياتِ اصيلِ آن را ضايع سازند .
بارى ، ابن ابى ليلا به حق اذعان كرد و حكم خودش را پس گرفت و بر اساسِ كتاب امام على عليه السلام قضاوت كرد .
اين ماجرا ، يك نمونه زنده است كه بر اهميتِ تدوين و فائده آن دلالت دارد . اگر همه احاديث و احكام به اين شكل تدوين مىشد ، اختلافى باقى نمىماند مگر در موارد اندكى كه مىتوان آن را ناديده انگاشت .
در كتاب بصائر الدرجات از عبدالملك روايت شده كه گفت :
امام باقر عليه السلام كتابِ على عليه السلام را خواست . امام صادق آن را آورد - مثل [ ماهيچههاى ] رانِ انسان درهم پيچيده بود - در آن آمده بود كه زن از خانه و زمين شوهر ارث نمىبرند .
منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 628
مساهمون: السيد علي الشهرستاني
ص٦٢٨