العابدين عليه السلام بر مستحبّات و نوافل و سُنَنى كه در آن بود آگاهى يافت ( با اينكه بدن خودش پينه بسته بود و به كثرت عبادت و شب زندهدارى و روزه داشتن معروف بود ) فرمود : چه كسى طاقتِ اين را دارد ؟ !
بارى ، تدوين و پاسدارى از كتابها رسم و راه امامان اهل بيت عليهم السلام و پيروان آنها به شمار مىآمد و در مقابل ، عادتِ هواداران مدرسه اجتهاد و رأى سوزاندن و نابودسازى و جلوگيرى از نقل و تدوين حديث بود . اين امر جاى شكى باقى نمىگذارد كه « آنچه حجّت است » نزد اهل بيت عليهم السلام و مكتب تعبّد ، از استوارى و ضبط بالايى برخوردار است ، بر خلاف آنچه نزد مكتب اجتهاد و رأى مىباشد كه آميزهاى متأثّر از عوامل مختلف و آراى گوناگون است ؛ از تشريع اجتهاد و رأى در برابر نص آغاز مىشود و به مرور به تثبيت قياس مىانجامد و دست به دامان اصولِ تازهاى مىگردد كه بعدها به عرصه مىآيد و آراء و خطمشى ها در اين راستا پايانى ندارد .
با مراجعه به سخنان امام باقر عليه السلام و فرزندش امام صادق عليه السلام به تمركز آنان بر صحيفه امام علي عليه السلام و اهتمام فراوان بر آن را درمىيابيم .
از عُذافِر صيرفى روايت شده كه گفت :
من با حَكَم بن عُتَيْبَه نزد امام باقر عليه السلام بوديم ، وى نزد امام منزلتى داشت و از آن حضرت پرسشهايى مىكرد [ و امام عليه السلام پاسخ مىداد ] تا اينكه در مسألهاى اختلاف كردند ، امام باقر عليه السلام فرمود : فرزندم ، برخيز و كتاب على را بياور !
امام صادق عليه السلام كتاب بزرگى را كه در صندوقچه اشياى نفيس نگهدارى مىشد ، آورد . امام باقر عليه السلام آن را گشود و به جست و جو در آن پرداخت تا اينكه مسئله را درآورد ، فرمود : اين خط على و املاى رسول خداست ! به حَكَم رو كرد و فرمود : اى ابا محمّد ، تو و سَلَمه و ابو مِقدام ، هر چپ و راستى خواستيد برويد ، به خدا سوگند ، علم مطئمنى را نمىيابيد مگر نزد قومى كه جبرئيل بر آنان فرود مىآمد « 1 » .
هامش
( 1 ) . رجال نجاشى : 360 ، ترجمه 966 .