بينى كور ، همگى به خدا نافرمان ، فرمانبر و ياور شيطان ، از ايمان رو گردان ، پايههاى دين ويران ، شريعت بىنام و نشان ، راههايش پوشيده و ناآبادان « 1 » .
ج در خطبه ديگر مىفرمايد :
ما زِلْتُ أَنْتَظر بِكُم عَواقِبَ الغَدْرِ ، وَأَتَوَسَّمُكُم بِحِلْيَةِ المُغتَرِّين ، سَتَرَنِي عَنْكم جِلبابُ الدّين ، وَبَصَّرَنِيكم صِدْقُ النِيَّة ، أَقَمْتُ لكم عَلَي سَنَنِ الحَقّ في جَوادِّ المَضَلَّةِ ، حَيثُ تَلْتَقُونَ ولا دليلَ ، وَتَحْتَفِرُونَ ولا تُمِيهُونَ ؛
پيوسته پيمان شكنى شما را مىپاييدم ، و نشان فريفتگى را در چهرهتان مىديدم ، راه دينداران را مىپيموديد ، و آن نبوديد كه مىنموديد ، به صفاى باطن درون شما را مىخواندم ، و بر شما حكم ظاهر مىراندم ، بر راه حق ايستادم ، و آن را از راههاى گمراهى جدا كردم ، و به شما نشان دادم ، حالى كه مىپوييديد ، و راهنمايى نمىديديد ، چاه مىكنديد و به آبى نمىرسيديد « 2 » .
دليلها و شاخصها
قريش در آغاز دعوت به اسلام ، در تحريم [ اقتصادى و اجتماعى ] بنىهاشم كوشيد ، ليكن هاشميان سه سال در شِعْب ابوطالب پايدار ماندند و محاصره عرب را تحمّل كردند .
پس از آن ، عرب همدست شدند كه پيامبر را به قتل برسانند تا هاشميان نتوانند به خونخواهى او برخيزند . ازاين روست كه رسول خدا در ستايش هاشميان مىفرمايد :
اينان در جاهليّت و اسلام از من جدا نشدند و ما و ايشان با هم هستيم ( و انگشتان دو دست را در هم فرو برد ) « 3 » .
هاشميان رسول خدا را وانگذاردند و او را تسليم دشمن نكردند ، بلكه سپر حفاظتى او بودند و تا آخرين لحظه حيات پيامبر صلى الله عليه و آله از آن حضرت دفاع كردند .
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ( شهيدى ) ، ص 8 ، ضمن خطبه 2 .
( 2 ) . همان ، ص 12 ، ضمن خطبه 4 .
( 3 ) . سنن ابى داود 3 : 146 ، حديث 2980 ؛ سنن نسائى ( المجتبى ) 7 : 130 ، حديث 4137 ( متن از اين مأخذ است ) ؛ مسند ابى يعلى 13 : 7396 - 7399 .