و اين چنين ، در شريعت دو مكتب متباين شكل گرفت :
گروهى كه نماينده آنها امام على عليه السلام و پيروانِ اويند ؛ مانند عبدالله بن عبّاس ، عمّار بن ياسر ، ابوذر ، سلمان و . . . و در دورههاى بعد ، امام حسن عليه السلام ، امام حسين عليه السلام ، امام سجّاد عليه السلام و ديگر امامان اهل بيت عليهم السلام .
و گروه ديگر كه نمايندهشان ابوبكر و عمر و عثمان و معاويه و پيروان آنهاست ؛ مانند عمرو بن عاص و فرزندش ، عبدالله بن عمر ، ابو هُرَيره ، سَمُرَة بن جندب ، هِشام بن عبدالملك ، ابو جعفر منصور ، هارون رشيد . . . و ديگر حاكمان بنىاميّه وبنى عبّاس .
آنان كه به رأى قائل شدند ، اجتهاد و تأويل باطل را براى بيرون آمدن از تنگناهاى سخت ، به كار گرفتند :
ج به اجتهاد و تأويل دست يازيدند تا براى ابن ملجم - قاتل امام على عليه السلام - عذر بتراشند و راه چارهاى بيابند ، با اينكه وى از صحابه نيست !
ج يزيد را در قتلِ امام حسين عليه السلام معذور دارند .
ج براى ابو العاديه در كشتنِ عمّار عذر آورند .
ج معاويه را معذور دارند كه امام حسن عليه السلام را سمّ خوراند .
ج عثمان را معذور دارند كه قرآنها را به آتش كشيد .
ج عُمَر را معذور دارند كه كتابهاى حديث را سوزاند .
ج براى ابوبكر عذر بتراشند به جهت تأويلاتى كه درباره قتل مالك و زناى خالدبن وليد با زنِ او ، بر زبان آورد .
در نتيجه ، چون خلفا قانونگذارى كردند ، نظريه جواز تقديم مفضول با وجود فاضل پديد آمد . معاويه ، يزيد ، مروان و پسران او همه مفضولاند ، ليكن مصلحت اقتضا مىكرد كه مفضول بر فاضل مقدّم شود .
اكنون اشارهاى داريم به بخشى از ستمى كه اهل بيت به خاطر استوارى و پاىفشارى بر عقيدهشان ( و ابقاى دين به دور از آميختگى و بدعت ) متحمّل شدند .
منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 568
مساهمون: السيد علي الشهرستاني
ص٥٦٨