تدوين شده بود ، واسطه نبود ؛ چراكه اين ديوانها از آنان به تواتر نقل مىشد ؛ چنان كه از بخارى به تواتر روايت مىشود « 1 » .
شيخ محمّد ابو زهره مىگويد :
خوددارى بعضى از صحابه از كتابت حديث و منع آنان از اين كار ، به سبب نهى پيامبر از نوشتن حديث نبود ؛ زيرا آثارى كه از آنان در منع يا خوددارى از اين كار وجود دارد ، اين تعليل در آنها نيست ؛ آنان ترس از رويگردانى مردم از كتاب ، پرداختن به كتابتِ حديث يا ديگر اغراض را ، دليلِ اين كار عنوان مىكردند « 2 » .
و چنين بود كه بسيارى از سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله از ميان رفت ، و حجم انبوهى از روايات را - كه از آن حضرت نبود - به وى نسبت دادند ، و مبانى و اصول زيادى در شريعت تراشيده شد و اثر نبوى به طور كامل با رأى و اجتهاد آميخته شد تا آنجا كه بخارى خود را ملزم ساخت كه روايات كتابش را از ميان 600 هزار حديث برگزيند ، و نزديك به اين كار را مسلم و نسائى و ديگران انجام دادند .
خلاصه سخن درباره محنتِ حديث پيامبر - سپس اختراع حجيّت قول و فعل صحابى - و پيامدى كه اين كار بر شريعت گذاشت ، اين است . ما سخن را در اين زمينه بسط داديم تا خواننده بر فضاى ابهام آلود تشريع و بعضى از اسباب اختلاف ميان مسلمانان پى ببرد .
قصدمان جز بيان حقيقتى نبود كه ساليان طولانى بر مسلمانان پوشيده بود و نزديك به 14 قرن در حصار قرار داشت .
هامش
( 1 ) . اين سخن را استاد اسَد حيدر در كتاب الامام الصادق والمذاهب الأربعه مىآورد .
( 2 ) . الحديث والمحدّثون : 234 .