امّا اصحاب مذهب دوم ، آن گاه كه مىنگرند ابو هُريره با آنچه روايت كرده مخالفت ورزيده ، به قاعدهشان تمسك مىكنند و آن اين است كه : « هرگاه صحابى بر خلاف روايتش عمل كرد ، مخالفتِ او ملاك است ، نه حديث » « 1 » از اين رو مىگويند : ظرفى را كه سگ در آن دَهَن زده است ، سه بار شستن كفايت مىكند ، و به حديثى كه ابو هُريره روايت كرده عمل نمىكنند .
در اينجا بعضى از اصحاب مذهب دوم اختلاف دارند كه آيا چنين حديثى منسوخ است يا هفت بار شستن حمل بر « استحباب » مىشود ؟
سه قول است :
قول اول : اين حديث منسوخ مىباشد . نظر كمال بن همام در التحرير چنين است ، و امير بادشاه در تيسير التحرير و ابن امير حاج در التقرير والتحبير ، با وى موافقاند .
قول دوم : حديث نسخ نشده است ، ليكن حمل بر استحباب مىشود ؛ يعنى سه بار شستن واجب است و هفت بار شستن مستحب .
سمرقندى در بذل النظر و در الميزان اين عقيده را دارد .
قول سوم : احتمال مىرود كه حديث منسوخ باشد ، و احتمال آن است كه بر استحباب حمل شود .
سرخسى در اصولِ خود و نَسَفى در كشف الأسرار ، به اين قول گراييدهاند .
سپس دكتر عبدالكريم مىگويد كه : نظر راجح ، عقيده اصحاب مذهب اول است ؛ يعنى ظرفى را كه سگ ليسيده بايد هفت مرتبه شست . دليلِ آن چند وجه است :
وجه اول : ثبوت حديث ابو هُريره - كه پيش از اين گذشت - و صحّتِ آن ، و عدم اثبات چيزى كه براى معارضه با آن صلاحيت داشته باشد .
هامش
( 1 ) . به عنوان نمونه ، نگاه كنيد به : تحفة الأحوذى 2 : 78 ، آنجا كه مىگويد : از اصول علما اين است كه هرگاه صحابى با روايت خودش مخالفت ورزد ، اين كار بر نَسْخ آن دلالت مىكند .