مثالهايى گويا بر مخالفتِ با حديث پيامبر صلى الله عليه و آله
دكتر عبدالكريم بن على بن محمّد نمله ، پس از آنكه معناى « مخالفت » را از نظر لغوى بررسى مىكند ( و بيان مىدارد كه « مخالفت » به معناى ضديّت ، عصيان ، عدم اتفاق است ) « 1 » و مقصود از صحابى را در لغت و اصطلاح ، روشن مىسازد « 2 » ، بعضى از مثالهاى تطبيقى را در اين راستا مىآورد و مىنويسد :
علماى اسلام در اين زمينه به دو مذهب تقسيم مىشوند :
مذهب اول ، معتقد است كه : حديث بر حجيّت خود باقى است . مخالفت صحابى را ( خواه نزديك باشد و خواه دور ) نبايد بر حديث مقدّم داشت و عمل به حديث ، به جهت مخالفت صحابى ، ترك نمىشود « 3 » . . .
مذهب دوم ، بر اين باور است كه : [ در صورت مخالفت ] بايد قول صحابى اخذ شود ، و حديث نبوى از اعتبار مىافتد « 4 » .
وى سپس مثالهايى از مخالفت صحابى را مىآورد كه به طور كلى با حديثى كه خودش روايت كرده ، مخالفت نموده است و اثر اين اختلاف را نيز بيان مىكند ، و چنين مى گويد :
پس از آنكه مذهب علما را در اين مسئله اصولى شناختيم و ادله اصحاب هريك از دو مذهب را بيان كرديم ، جاى آن است كه بعضى از مثالهاى تطبيقى را بياوريم كه در آن صحابى ، مخالفتِ كلى با حديثى كه خود روايت كرده ، نموده است .
اين كار ، براى روشنگرى بيشتر است تا خواننده تصوير گويايى از اين مسئله را در ذهن خود مجسّم سازد .
هامش
( 1 ) . نگاه كنيد به : مخالفة الصحابى للحديث النبوى الشريف دراسة نظريّة تطبيقيّة ( چاپ رياض ، سال 1415 هجرى ، مكتبة الرشد ) ص 22 - 29 .
( 2 ) . همان ، 30 - 86 .
( 3 ) . همان : 87 - 105 .
( 4 ) . همان ، 106 - 123 .