تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 431

مساهمون:

ص٤٣١
از امام صادق عليه السلام روايت شده كه فرمود : تقيه ، دين من و دين پدرانِ من است ؛ در سه چيز تقيّه نمىكنم كه ترك جهر به
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
از جمله آن سه چيز است « 1 » . از ابو هريره روايت شده كه فرمود : رسول خدا
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
را به جهر خواند ، سپس مردم آن را ترك كردند « 2 » . و اين چنين درمىيابيم كه معاويه ، به تحريف متعه و ترك بسمله و ترك تكبير در هر خَم و راست شدن در نماز ، بسنده نكرد ، بلكه در قلمروهاى زيادى به محو سنّتِ پيامبر دست يازيد . از اين روست كه مىبينيم امام على عليه السلام و فرزندانش بر اين حقايقِ تلخ تأكيد مى ورزند . احمد بن حنبل به اسناد از عبّاد بن عبدالله بن زبير آورده است كه گفت : چون معاويه براى حج آمد ، در مكّه همراهش بوديم . . . نماز ظهر را با ما دو ركعت خواند ، سپس به دار الندوه رفت . ابن زبير مىگويد : روزگارى عثمان نماز را تمام مىخواند . وقتى به مكّه مىآمد ، ظهر و عصر و عشاى آخر را چهار ركعتى مىگزارد و آن گاه كه سوى مِنى و عرفات مىرفت ، نماز را شكسته به جا مىآورد . پس آن گاه كه از حج فارغ مىشد و در مِنى اقامت مىگزيد ، نماز را تمام مىخواند تا از مكّه بيرون مىرفت .
هامش
( 1 ) . دعائم الإسلام 1 : 110 ( و جلد 2 ، ص 132 ) ؛ و نيز بنگريد به ، اصول الأحكام فى الحلال والحرام 2 : 410 ( اثر يحيى بن حسين زيدى ) . ( 2 ) . احكام البسملة : 45 ؛ به نقل از سنن دارقطنى 1 : 307 ، حديث 20 ؛ و مست - - - درك حاكم 1 : 357 ، حديث 850 ؛ در اين دو مصدر ، جمله پايانى ( ثمّ تركه الناس ) نيامده است . بيهقى آن را در السنن الكبرى 2 : 47 ، حديث 2226 ، مىآورد .