تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 427

مساهمون:

ص٤٢٧
شايد عمرو بن سعيد اشْدَق ( كه نخستين كسى است كه بسمله را در مدينه به اخفات خواند ) اين كار را براى مخالفت با ابن زبير انجام داد ؛ زيرا مذهب ابن زُبير جهر بسمله در نماز بود . بنىمروانى كه پس از اشْدَق والى مدينه شدند ، به او اقتدا كردند . بعيد نيست كه اشْدَق آن را قصد كرده باشد . او كسى است كه سوى ابن زبير لشكر گسيل داشت و او را در مكّه محاصره كرد . حجّاج به وى اقتدا نمود و براى بار دوم ابن زبير را محاصره كرد و پيش از آن كعبه را ويران ساخت و « حجر » را از آن درآورد و كارهايى را كه ابن زبير در آن كرده بود ، تغيير داد . اينان مىخواستند از هر طريق ممكن ، با ابن زبير مخالفت كنند . مداومت بر اخفاتِ بسمله ، بعيد نيست از آن جمله باشد ، بلكه اقْرب است ؛ زيرا مسأله‌اى است اختلافى . بكر بن عبدالله مُزنى مىگويد : پشت سر عبدالله بن زُبير نماز گزاردم ، وى بسمله را به جهر آورد . در روايت ديگر هست كه : وى قرائت را در نماز به بسم الله آغاز مىكرد و مىگفت : شما را جز كِبر از اين كار باز نمىدارد « 1 » . فخر رازى - پيش از اين - سخنى را از محمّد بن اسحاق مُسيّبى مىآورد كه گفت : پدرم حديث كرد كه چون در مدينه با مردم نماز گزارد
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
را به جهر خواند . گفت : اعشى - ابوبكر پسر خواهر مالك بن انس - نزدم آمد و گفت : مالك بن انس تو را سلام مىرساند و مىگويد : در مخالفت با اهل مدينه ، بر جانِ كسانى بيم داشتم ، تو از آنان نيستى ، چيزى از تو بروز يافت كه از ديگران نديدم ! پرسيدم : چه چيزى ؟
هامش
( 1 ) 1 . احكام البسمله : 76 ، مصنّف ابن ابى شيبه 1 : 362 ، حديث 1456 ؛ سنن بيهقى 2 : 49 ، حديث 2235 .