شافعى در كتاب الأُمّ از طريق عُبَيد بن رِفاعه از پدرش روايت مىكند كه :
معاويه به مدينه آمد و با مردم نماز گزارد و
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
را نخواند و هنگامى كه به ركوع رفت و بلند شد ، تكبير نگفت !
پس از سلام ، مهاجران و انصار ندا دادند كه : از نمازت دُزديدى ! بسم الله كجا رفت ؟ تكبير پيش و پس از ركوع را چه كردى ؟
معاويه نماز ديگرى را با آنان خواند ، و آنچه را جا انداخته بود آورد « 1 » .
شافعى - پيش از اين حديث - از انس بن مالك روايت مىكند كه گفت :
معاويه در مدينه نماز گزارد ، قرائت را به جهر آورد ، بسم الله را براى سوره فاتحه گفت و براى سوره بعد از آن نخواند ، و آن گاه كه [ براى سجده ] خم شد ، تكبير نگفت تا اينكه نماز را تمام كرد .
چون سلام داد ، مهاجرانى كه آن را شنيدند از هر سو نداد دادند : اى معاويه ، از نماز دزديدى يا فراموش كردى ؟
پس از آن ، چون نماز گزارد ، بسم الله را براى سوره بعد آورد و هنگامى كه براى سجده خم شد ، تكبير گفت « 2 » .
از زُهْرى نقل شده كه :
هامش
( 1 ) . الأُمّ 1 : 108 ؛ سنن دارقطنى 1 : 311 ، حديث 34 ؛ سنن بيهقى 2 : 49 ؛ حديث 2339 ؛ التدوين فى اخبار قزوين 1 : 154 .
( 2 ) . الأُم 1 : 108 ؛ سنن بيهقى 2 : 49 ، حديث 2237 ؛ التدوين فى اخبار قزوين 1 : 154 ؛ و در فتح البارى 2 : 270 ( و نيز در عون المعبود 3 : 45 و نيل الأوطار 2 : 266 ) از سعيد بن مسيَّب آمده است كه گفت : نخستين كسى كه تكبير را ترك كرد معاويه است .