12 . عمر نماز سنّت طواف را در اوقات كراهت ، مكروه مىدانست به خلاف ابن عمر .
13 . عمر در قربانى حجّ تمتُّع و قِران ، ذبح گوسفند را جايز مىشمرد ، و ابن عمر جز گاو و شتر را جايز نمىدانست .
14 . عمر در زيور آلات زنان زكات را واجب مىشمرد ، و ابن عمر زكات زيور آلات را ، عاريه دادن آنها مىدانست .
15 . عمر « خلع » را طلاق « به اين » به شمار مىآورد ، و ابن عمر آن را فسخ مىدانست ( نه طلاق ) .
16 . عمر عدّه زنى را كه طلاق « خُلع » گرفته ، همان عده طلاق مىدانست ، و ابن عمر بر اين باور بود كه در خُلع استبراء واجب است نه عدّه .
17 . عمر « مسح » بر روسرى را - در وضو - جايز مىديد ، و ابن عمر آن را مباح نمىدانست .
18 . به نظر ابن عمر « جنين » ( مثل جنين گوسفند ) اگر پس از ذبح مادرش ، از شكم وى خارج شود ( در حالى كه خلقتِ آن تمام و مويش روييده باشد ) بايد [ جداگانه ] ذبح گردد ؛ امّا عمر بر اين باور بود كه اگر جنين هنگام خروج ، مرده و حركتش چون حركت مذبوح باشد ، خوردنش حلال است ، و اگر زنده بيرون آيد خوردنِ آن حلال نيست مگر پس از ذبح .
19 . عمر اعتقاد داشت كه « رضاع » با يك بار و دو بار شير دادن ثابت نمىشود ، امّا ابن عمر قائل بود كه با يك بار شير دهى ، رضاع پديد مىآيد .
20 . عمر مىگفت : عبد « مُدَبَّر » از اصل مال به جا مانده از ميّت ( و نه از ثلث ماترك ) آزاد مىشود ، و ابن عمر مىگفت از ثلث مال بايد آزاد گردد و او وصيّتى است چون ديگر وصايا .
منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 391
مساهمون: السيد علي الشهرستاني
ص٣٩١