تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣
وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى
« 1 »
؛
پيامبر از روى هوا سخن نمىگويد ، حرف او جز وحيى كه به او مىشود نيست . و در آيه ديگر مىفرمايد :
لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ
« 2 »
؛
البته كه رسول خدا اسوه‌اى نيك براى شماست .
وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً
« 3 »
؛
اگر قرآن از نزد غير خدا بود ، در آن اختلاف فراوانى مىيافتند . پس خداى بزرگ با خبر مىسازد كه كلام پيامبرش - همانند قرآن - وحيى است از نزد او « 4 » . ابوبكر ، آن گاه كه پس از وفات رسول خدا صلى الله عليه و آله گفت : « ميان ما و شما كتاب خداست » از اين سخن ، اكتفا به قرآن را اراده كرد ، پيش از او ، عُمَر به آن پيشى جست ، آن گاه كه نزد بالين پيامبر - در بستر بيمارى - گفت : « حسبنا كتاب الله » ( كتاب خدا ما را بسنده است ) . فاطمه عليها السلام در نزاع با ابوبكر درباره فدك كه به قرآن - به تنهايى - احتجاج كرد ، از اين باب بود كه او را به آنچه اعتقاد دارد مُلزم سازد . دُخت پيامبر صلى الله عليه و آله براى حقانيّت خويش به عموم آيات ارث و آياتى كه دلالت دارد بر اينكه « انبيا ارث بر جاى مىگذارند و ارث مىبرند » استدلال كرد ، در حالى كه ابوبكر اين سخن پيامبر را دليل آورد كه فرمود : « نحن معاشر الأنبياء لا نُورِّث » ( ما گروه انبيا از خود ارث برجاى نمىگذاريم ) .
هامش
( 1 ) . نجم / 3 - 4 . ( 2 ) . احزاب / 21 . ( 3 ) . نساء / 82 . ( 4 ) . الإحكام فى أُصول الأحكام 2 : 170 .