پيداست كه اين كار ، شجاعت دينى مىطلبد و جرأتى كه انسان جز معانى اصيل و زُلال حق را نجويد و در پى معارف استوارى باشد كه او را از خشم و عذاب خدا دور سازد .
شايان ذكر است كه بعضى مىخواهند هالهاى از قداست بر سَلَف اندازند و لزوم ترك مناقشه در اقوال و افعال آنان را پيش كشند ؛ چراكه آنان كسانىاند كه در گذشتند ، خوب و بدشان به خودشان مربوط است و ما نبايد در كارهاشان دخالت كنيم !
اين سخن ، در صورتى درست است كه ما آنان را مردانى عادى فرض كنيم كه در شريعت نقشى نداشتند ، ليكن حقيقت حال غير اين است ؛ زيرا غالب قضايا [ و احكام ] شرعى از ايشان گرفته شده و آنها نقشِ فعالى در شريعت داشتهاند .
پس چارهاى نمىماند جز درنگ در نصوص آنها و سيره و سلوكشان ؛ زيرا اين امر به حيات علمى و عملى شرعىمان ارتباط مىيابد .
تأكيد ما بر اين است كه بررسىها را بر اصول ثابت علمى ( مانند قرآن و سنّت و اجماع مُحَصَّل و حكم عقلِ قطعى ) استوار سازيم .
از اينجاست كه مىنگريم در نصوص وارده از اهل بيت پيامبر صلى الله عليه و آله بر كتاب خدا ( به عنوان ميزانى براى شناسايى مسائل اختلافى ) تأكيد شده است ، و اهل بيتعليهم السلام از مسلمانان خواستهاند كه از خاضع سازى هر چيزى در برابر قرآن ، نترسند ؛ چراكه قرآن با سخن آخر و كلام حق بر حاكميّتِ فراگستر خويش گوياست . . . و مىبايست هر آنچه مخالفِ قرآن است و با آن انسجام ندارد ، به دور افكنده شود .
احاديث اهل بيت عليهم السلام - كه براى تعليم مسلمانان و مدد رسانى به آنان در فهم دينى روشن بينانه شان بيان شده - صريحاند در اينكه : هر آنچه با كتاب خدا مخالف است ، باطل و دروغ مىباشد .
اين سخن ، با آنچه درباره ابوبكر و عمر گفته شده ( اينكه از خوشىها دست كشيدند و براى گسترش دولت اسلامى و انتشار آوازه آن در آفاق ، خدمت كردند ) تضادى ندارد و در جاى خود امرى است محفوظ . . .
منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 346
مساهمون: السيد علي الشهرستاني
ص٣٤٦