وچنين است مسئله قبله و تمنّاى پيامبر صلى الله عليه و آله براى تحويل قبله سوى مسجد الحرام .
اگر اين كار ، به اجتهاد مىبود بىدرنگ آن را انجام مىداد و شش يا هفت ماه سوى مسجد الاقصى نماز نمىگزارد تا اين آيه نازل شود :
قَدْ نَرى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ
« 1 »
)
( ما مىنگريم كه رو سوى آسمان مىكنى [ اين تمنّاى پيامبر صلى الله عليه و آله ] براى انتظار وحى و تعبّد به امر آسمانى بود ، نه آوردن حكمى از خود كه مخالف شريعت الهى باشد .
* و امّا استدلال به اجتهاد پيامبر به اين آيه كه :
إِنَّا أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِما أَراكَ اللَّهُ
« 2 »
؛
ما سوى تو كتابِ خود را - به حق - فرستاديم تا ميان مردم به آنچه خدا به تو مىنماياند ، حكم كنى .
تفسير جمله
بِما أَراكَ
به نظر و اجتهاد در ادلّه احكام ، تفسيرى خطا و بر خلافِ ظاهر آيه مىباشد ؛ زيرا منطوق آيه - به قرينه سياق آن - صريح است در لزوم جُستنِ حكم از كتاب ، نه اجتهاد از پيش خود !
اصحاب مدرسه رأى ، مىخواستند اجتهاداتشان را بر احكام شرعى نيز تعميم دهند . طبيعى است كه اين امر ، بعد از عصر پيامبر صلى الله عليه و آله رخ داد ؛ زيرا در عصر آن حضرت ترجيح مىدادند احكام را از نص و از كلام پيامبر صلى الله عليه و آله دريافت دارند ( بلكه آن حضرت آنان را از اجتهاد به رأى بازداشت ؛ چراكه مرجع تصحيح خطاهايى بود كه گاه برايشان پيش مىآمد ) ليكن پس از وفات پيامبر صلى الله عليه و آله در موارد منصوص و غير منصوص اجتهاد ورزيدند .
بناى اين گرايش در دوران عمر استحكام يافت ؛ زيرا مجتهدان عصر پيامبر صلى الله عليه و آله و متعبّدان سادهلوح ، بعدها از آن متأثّر شدند .
هامش
( 1 ) . بقره / 144 .
( 2 ) . نساء / 105 .