خدا دانا تر است . پس اين چوب از دوران ابن زبير باقى بوده و به هنگام ساختمان كعبه در دوران سلطان مراد چهارم به علّت قدرت و استحكام آن ، مجدداً در جايگاه خويش قرار داده شده است و اين سنتى است كه همواره در ساختمان كعبه معمول مىگردد . هيچيك از مصالح ساختمانى ؛ از قبيل سنگ و يا چوب آن را كه قدرت و استحكام كافى داشته باشد دور نمىاندازند و مجدداً آن را در ساختمان كعبه به كار مىبرند . اين سنت به هنگام تجديد سقف كعبه در دوران كنونى ما به سال 1377 هجرى نيز اجرا گرديد . بنابر اين ، چوب به همراه سه چوب ديگرى كه به صورت عمودى در ميان اين ديوار تا سقف اول قرار دارد ، همه جزو ساختمان كعبه در دوران عبداللَّه بن زبير به شمار مىآيد .
شست و شوى كعبه مشرفه
هر چيزى در دنيا در معرض آلودگى است . در اين ميان كعبهء مكرّمه مصونيت دارد و از آلودگيهاى هوا ، به علت نبود هر نوع منفذى در امان مىباشد . محيط اين خانه در طول سال ، همواره داراى هوايى معطر و خوشبو است و اين وضع ، از دوران جاهليت تا كنون همواره ادامه داشته است . با اين وجود ، دستاندركاران و كليدداران كعبه خود را پيوسته موظف مىدانستهاند كه اين محيط را از گرد و غبارى كه به وسيلهء هوا و نيز به علت ازدحام مردم جهت زيارت و وارد شدن به آن به وجود مىآيد ، پاك كنند . بنابراين ، كعبه را در طول سال ، دو يا سه بار شست وشوى داده و معطر مىسازند .
نكتهء ديگر اينكه كعبه از دوران نخستين سازندهء آن پس از طوفان ، يعنى حضرت ابراهيم خليل عليه السلام نيازى به شست وشو و تطهير نداشته است ؛ زيرا همانطور كه گفته شد ساختمان كعبه ابتدا به وسيلهء گچ يا آهك ساخته نشد ، بلكه ديوارهاى آن را بدون سقف ، سنگچين كردند و درى براى آن قرار ندادند . كف خانهء كعبه در آن دوران از شن و يا ريگ بود . بنابراين ، نيازى به شست وشو و تطهير نداشت و بارش باران خود موجب تميز كردن ديوارهاى آن از خاك مىشد امّا پس از قرار دادن سقف بر آن و تعبيهء در بر ديوار آن ،