تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
اسلام در آورد و دين اسلام را قوى گردانيد كه امروز تو و جمعى كه پيش از تو بودند بدعوى اسلام بساير أنام حكومت كردند و ترا به اين مجلس كه الحال نشستهء صاحب سرير و حكومت گردانيدند . و اگر على و أولاد او نبودندى شرف تو مثل شرف پدرت ميبود كه دو بار رحلت بغربت بواسطهء عسرت نمود الحال على از آن عسرت از شما رفع نمود و الَّا تو و پدرت و ساير بنو اميّه را دعوى ايالت و حكومت جايز و رخصت نبود . بايد كه الحال نظر بنفس خود و بدين خود نمائى ، و نظر به امّت محمّد نبىّ الرّحمه كنى و نوعى نكنى كه وسيلهء تفرقهء اين امّت گردى . و پرهيز از ايذا و آزار عترت آن حضرت نمائى و زنهار اين امّت را به فتنه ناندازى چه اعتقاد من آنست كه هيچ فتنه براى مردمان أعظم و أفخم از ولاية و ايالت تو بر ايشان نيست . و من چون نظر بنفس و أولاد خود و امّت جدّم رسول صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ميكنم و هيچ أمرى أفضل از جهاد با تو نميدانم . و اگر با تو جهاد و قتال و جنگ و جدال نمايم البتّه آن محض قربة الى الله عزّ و جلّ و دفع شرّ تو از امّت حضرت خاتم الرّسل است . و اگر ترك جهاد كنم مرا استغفار از گناه خود به حضرت واهب غفّار است و سؤال توفيق ارشاد و هدايت ارشاد اين امور از حضرت ربّ غفور مينمايم و ميگويم آنچه تو ميگوئى كه اگر من منكر تو گردم تو نيز منكر من گردى و اگر كيد با تو نمايم تو نيز كيد با من نمائى . آيا رأى تو اى معاويه از روزى كه مخلوق و موجود گشتى به غير كيد و مكر با صالحان و مفلحان أمر ديگر بود .
الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 128 | أحمد بن علي الطبرسي / پاكتچي / نظام الدين احمد غفارى مازندرانى