و پيوسته شب و روز در فكر هر نوع كيد كه رأى تو در باب من انديشد معمول گردان .
امّا من اميد به حضرت ايزد مجيد دارم كه كيد تو ضرر به من نرساند و ضررت بجز نفس تو ديگرى را متضرّر نگرداند ، بلكه كيد تو براى تو أضرّ از تمامى بشر باشد ، يا آنكه كيد تو بمردمان دشمنانت را بيدار و ترا هلاك و خاكسار گرداند مثل اين عمل كه تو نسبت به اين جماعت كردى كه ايشان را بقتل آوردى ، و تمثيل گردانيدى بعد از صلح و ايمان و عهد و پيمان كه با آن بندگان حضرت قادر سبحان كردى و سبب قتل ايشان نبود الَّا آنكه آن مؤمنان ذكر فضل ما و تعظيم حقّ و أمر ما مينمودند ، همان حقّ ما كه سبب شرافت و عزّت تو گرديد و تو به آن شرف مشرّف و معروف و مشهور و موصوف گشتى ، و بترس آنكه اگر ايشان را مقتول نگردانى تو قبل از آنكه ايشان كارى كه مرضى تو نباشد به عمل آرند يا بميرند تو بميرى و ايشان را در نيابى .
ليكن اى معاويه بشارت باد ترا بقصاص و عتاب و مستعدّ شوى براى حساب و كتاب در محضر محاسبان حضرت مالك الرّقاب و بدان كه حضرت را كتابيست كه صغاير و كباير هر بشر در آن دفتر محسوب و مستطر است .
چنانچه ملك ايزد تعالى در قرآن ميفرمايد كه : * ( لا يُغادِرُ صَغِيرَةً وَلا كَبِيرَةً إِلَّا أَحْصاها ) * و بيقين ربّ العالمين فراموش فعل و عمل تو كه بوسيلهء ظنّ و شبهت و قتل أولياء او بتهمت نمودى و نفى ايشان از ديار دار ايمان و هجرت بديار و حشمت و غربت فرمودى و اينكه بندگان مهيمن سبحان را به بيعت پسرت كه غلاميست از غلامان كه عمل آن شرب شراب و لعب بنجل كعاب است بجبر و قهر منكرى ، من در آن فعل جز به مكر و دغل به بندگان خداى
الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 129
مساهمون: أحمد بن علي الطبرسي
ص١٢٩