تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
عزّ و جلّ و خسارت نفس تو ازين عمل و فروختن دين و غشّ در مذهب و آئين و خزى و عار در أمانات و اعتبار تو نميدانم و اختيار تو اين كار را محض بواسطهء استماع و اعتبار مقالهء آن سفيه جاهل خاكسار است يعنى عمرو بن العاص العهّار و ترسانيدن شخصى متورّع پرهيزگار و حليم سليم نيكوكار است و بىشبهه در روز حساب و شمار جزاى كردار تو به تو عايد و ظاهر و آشكار خواهد شد و چون كتابت را تمام كرده بعد از اختتام بمصحوب يكى از معتمدان عاليمقام بنزد ولىّ شام ارسال داشت و معاويه كتابت را تلاوت نمود و بر خود پيچيد و روى خود بپسرش يزيد و عبد الله بن أبى عمرو بن حفص آورده فرمود كه : حسين بن على ( ع ) را در دل نسبت بما كينه بود كه أصلا مرا بر آن اشعار و اطَّلاع بر آن نبود . ايشان گفتند : كه جواب سخت به جهت او قلمى نمائيد كه تا او از آن - كتابت تصغير نفس خود نمايد و بايد كه حسين ( ع ) را متذكَّر گردانى بأفعال و به أعمال و آثار پدر او . معاويه گفت : حاشا و كلَّا اگر شما پيشتر ازين مرا ديديد كه اراده داشتم كه أمير المؤمنين على ( ع ) را موصوف بعيب گردانم از روى حقّ و صدق نبود چون على ( ع ) في الواقع از ساير عيوب منزّه و برى بود و شايسته و سزاوار نبود كه مثل من عيب على ( ع ) بباطل نمايم زيرا كه عيب كسى بباطل در هنگامى سزاوار و درخور است كه مردمان او را نشناسند امّا كسى كه او را مردم مصاحب رسول صلَّى الله عليه و آله و سلَّم دانند و از او أمرى مستنكر و چيزى خلاف شرع پيغمبر نديده باشند او را متّصف بعيب و بأمر منكر چون توان نمود و نيز اگر من عيب حسين بن على ( ع ) نمايم از من نيكو و مستحسن نيست ، زيرا كه در حسين ( ع )