و « 1 » حضرت أمير المؤمنين عليه السلام فرمودند : هركه فردا را « 2 » از عمر خود مىشمرد مرگ را در مرتبهاى كه بايد نداشته . و هيچ بندهاى آرزو را طول نمىدهد مگر آنكه عمل بد مىكند .
و آن حضرت مىفرمودند « 3 » : اگر ببيند بندهاى اجل خود را و سرعت نمودنِ آن را هرآينه دشمن خواهد داشت عملى را كه متعلّق به طلب دنيا باشد « 4 » .
و شخصى به حضرت امام محمّد باقر عليه السلام گفت كه : حديث كن مرا به « 5 » چيزى كه از آن منتفع شوم . فرمودند : بسيار ذكر مرگ بكن ؛ زيرا كه هيچ آدمى ذكر آن را بسيار نمىكند مگر آنكه زاهد مىشود در دنيا « 6 » .
و حضرت امام جعفر صادق عليه السلام فرمودند : هرگاه جنازهاى را بردارى تصوّر كن كه گويا تو را برداشتهاند و گويا از خدا سؤال كردهاى كه بازگشت نمايى به دنيا و خداى عزّ و جلّ تو را رجوع فرموده باشد ، پس ملاحظه كن كه چه عملها از سر خواهى گرفت .
و بعد از آن فرمودند : عَجب است از قومى كه اوّلين و آخرين ايشان محبوس شده باشند و نداى كوچ كردن به گوش ايشان رسيده باشد و مَع هذا مشغول به لهو و لعب باشند « 7 » !
و فرمودند : خداى عزّ و جلّ نيافريده است يقينى را كه شكّ در آن نباشد و نهايت شباهت داشته باشد به شكّى كه يقين در آن نباشد مانند مرگ « 8 » .
هامش
( 1 ) .s- و .
( 2 ) .a- را .
( 3 ) . مىفرمودند /sفرمودند .
( 4 ) . الكافي 3 : 259 ح 30 . أمالي الصدوق : 170 ح 4 بخش نخست روايت .
( 5 ) . مرا به /a sبر آن .
( 6 ) . الكافي 2 : 131 ح 13 .
( 7 ) . الكافي 3 : 258 ح 29 .
( 8 ) . الخصال : 14 ح 48 . تحف العقول : 364 .