و وفا كند به تمامى توبه . و بسيار باشد كه از مرگ كراهت داشته باشد از ترس آنكه مبادا پيش از تمامى توبه و اصلاح زاد آخرت او را بربايد . و اين چنين كسى معذور است در كراهت داشتن و اين داخل در تحت قول حضرت پيغمبر نيست كه فرمودند : هركه كراهت از لقاى خدا دارد خدا كراهت از لقاى وى دارد « 1 » . از براى آنكه چنين كسى كراهت از موت و لقاى خدا ندارد ، بلكه از فوت لقاى خدا مىترسد از راه قصور و تقصير . و اين مانند كسى است كه لقاى محبوب را تأخير نمايد از براى آنكه « 2 » استعداد ملاقات او را بگيرد « 3 » بر وجهى كه « 4 » پسنديده باشد
[ m . a 141 ]
و همچنين كسى را نمىگويند كه از ملاقات « 5 » كراهت دارد . و علامتش اين « 6 » است كه هميشه استعداد گيرد و شغلى به غير آن نداشته باشد و الّا ملحق خواهد شد به كسى كه حريص در دنيا باشد .
و امّا عارف هميشه در ياد مرگ مىباشد از براى آنكه وعدهگاه لقاى محبوب است .
و محبّ وعدهء لقاى محبوب را فراموش نمىكند ، بلكه در غالب اوقات آمدن « 7 » مرگ را دير مىشمارد و خواهش به آمدن آن مىدارد تا از دار عاصيان خلاص شود و به جوار ربّ العالمين منتقل شود . و عالىرتبهتر از اين دو كسى است كه كار خود را به خدا « 8 » واگذارد و از براى خود نه مرگ را طلب كند و نه حيات را ، بلكه محبوبترين چيزها در نزد وى آن است كه در نزد صاحبش محبوبتر است . و اين چنين كسى از راه فرط محبّت و اخلاص به مرتبهء تسليم و رضا منتهى شده .
فصل [ فوائد ياد مرگ ]
بدان كه مرگ هولناك است و خطر آن عظيم است و غفلت مردم از راه قلّتِ فكر در
هامش
( 1 ) . مصباح الشريعة : 171 .
( 2 ) .m- آنكه .
( 3 ) .a m+ و !
( 4 ) .s- كه .
( 5 ) .a- او را بگيرد بر . . . ملاقات .
( 6 ) . اين /s aآن .
( 7 ) .a- آمدن .
( 8 ) . خدا /sخداى خود .