و روايت است كه مردى به حضرت امام حسين عليه السلام گفت : بنشين تا در دين با يكديگر بحث كنيم . آن حضرت فرمودند كه : اى مرد ! من در دين خود نهايت بينايى دارم و هدايتِ من بر من ظاهر است ، و اگر تو نادانى به دينى كه دارى پس برو و طلب كن او را . پس فرمودند : من كجا و جدل كردن كجا « 1 » ؟ !
و از حضرت امام محمّد باقر عليه السلام روايت است كه : جدل نمودن باطل مىكند دين را و محو مىنمايد عمل را و باقى مىگذارد از براى صاحبش شكّ و شبهه را « 2 » .
و حضرت امام جعفر صادق عليه السلام فرمودند : مخاصمت نمىكند مگر كسى كه در دين شكّى داشته باشد يا كسى كه پرهيزكار نباشد « 3 » .
و حضرت امام موسى كاظم عليه السلام به على بن يقطين گفتند : امر كن
[ m . b 11 ]
مصاحبان خود را كه زبانها را از گفتگو بازدارند و خصومت در دين را واگذارند و سعى كنند در عبادت خداى عزّ و جلّ « 4 » .
و روايت است كه شخصى كتابتى به حضرت « 5 » امام رضا عليه السلام نوشت به اين مضمون كه : نهى شده از گفتگو و بحث كردن در دين ، و دوستدارانِ شما از متكلّمين آن را تأويل كردهاند به اينكه امام نهى كرده كسى را كه بحث كردن نداند و خوب گفتگو نتواند كرد . و « 6 » امّا كسى كه خوب « 7 » سخن تواند گفت او را نهى نكرده ، آيا چنان است كه تأويل كردهاند يا نه ؟ آن حضرت در جواب نوشتند : هركه خوب سخن تواند گفت و هركه خوب نتواند گفت بايد كه در دين سخن نكند كه به تحقيق گناه آن بيشتر از نفع آن است « 8 » .
هامش
( 1 ) . منية المريد : 171 .
( 2 ) . التوحيد : 458 ح 21 . و مانند آن در الكافي 1 : 92 ح 4 . أمالي الصدوق : 503 ح 2 .
( 3 ) . التوحيد : 460 ح 30 .
( 4 ) . التوحيد : 460 ح 29 . مشكاة الأنوار : 135 .
( 5 ) .s a- حضرت .
( 6 ) .a s- و .
( 7 ) .m- خوب .
( 8 ) . التوحيد : 459 ح 26 .