بدعتهاست ، و ليكن در اين زمان از براى محافظت دلهاى عوامّ از خيالات فاسدهء اهلِ بدعت از امور ضروريّه گرديده . و امّا احتياج به آن از راه بدعتهايى است « 1 » كه حادث شده از قبيل احتياج مردم در راه حجّ به اجاره نمودن « 2 » جمعى از براى محافظت حاجيان از ظلم عَربان و راهزنىهاى ايشان كه اگر عَربان ترك عداوت بنمايند استيجارِ پاسبان از شرائط راه حجّ نخواهد بود .
و هر « 3 » متكلّمى كه خود را فارغ سازد از براى مجادله نمودن و سلوك راه آخرت ننمايد و مشغول تفقّد « 4 » احوال قلب و اصلاح آن نشود از جمله علماى دين نخواهد بود چرا كه متكلّم از دين سواى اعتقادى كه ساير عوامّ با وى در آن شريكند چيزى ديگر ندارد و اين اعتقاد از جمله عملهاى ظاهرىِ دل و زبان است نه از عملهاى باطنى آنها ، و امتيازى كه از عامّى دارد از راه صنعت مجادله و حراست خاطرها از بدعتهاست و بس .
امّا معناى معرفت خدا و صفات و افعال آن و جميع علوم دينيّه - كه پيشتر اشاره به آنها شد - از علم كلام حاصل نمىتواند شد ، بلكه نزديك است كه كلامْ حجابى و مانعى از حصول آن علوم باشد . و شكّى نيست كه رسيدن به آن علوم از راه جهادى مىشود كه خداى عزّ و جلّ آن را مقدّمهء هدايت گردانيده چنانچه مىفرمايند :
« وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا »
« 5 » يعنى آن جماعتى كه جهاد مىكنند در راه ما با نفس و ساير دشمنان هرآينه راهنمايى مىكنيم « 6 » ايشان را به راههاى خود .
حضرت أمير المؤمنين سلام اللَّه عليه فرمودهاند : هركه طلب دين كند از راه جدل البتّه زنديق شده از دين بيرون مىرود « 7 » .
هامش
( 1 ) .s- يى است .
( 2 ) .m- نمودن .
( 3 ) .m- هر .
( 4 ) . تفقّد /aتفقّه .
( 5 ) . عنكبوت : 69 .
( 6 ) . مىكنيم /a sمىكنم .
( 7 ) . الاعتقادات صدوق : 43 .