و حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمودند كه : خداى عزّ و جلّ مىفرمايد « 1 » : من نزد گمانى هستم كه بندهء من به من داشته باشد ؛ پس بايد كه گمان بَرد به من هر چيزى را « 2 » كه خواهد « 3 » .
و نيز آن حضرت فرمودند : نبايد بميرد احدى از شما مگر آنكه گمان خوب به خداى عزّ و جلّ داشته باشد « 4 » .
و وقتى آن حضرت داخل شد بر شخصى كه در حالت نَزع بود ، پس فرمودند :
خود را چون مىيابى ؟ آن شخص گفت : چنان مىيابم خود را كه از « 5 » گناهان مىترسم و امّيد به رحمت خدا دارم . پس آن حضرت فرمودند : جمع نمىشود اين دو « 6 » در وقت مردن در دل بندهاى مگر آنكه خداى عزّ و جلّ عطا مىكند به آن آنچه را امّيد داشته باشد و ايمن مىسازد او را از آنچه مىترسد « 7 » .
و حضرت أمير المؤمنين سلام اللَّه عليه به شخصى - كه خوف آن به حدّ يأس رسيده بود « 8 » از راه بسيارى گناهان - فرمودند : اى مرد ! مأيوس بودن تو از رحمت خدا عظيمتر است از گناهان تو « 9 » .
و « 10 » در اخبار حضرت يعقوب وارد شده كه خداى عزّ و جلّ وحى به وى « 11 » فرستاد كه : آيا مىدانى « 12 » كه چرا تفريق كردم ميان تو و ميان يوسف ؟ از براى آن بود كه گفتى :
هامش
( 1 ) .a+ كه .
( 2 ) .s- را .
( 3 ) . الكافي 2 : 72 ح 3 . عوالي اللئالي 1 : 289 ح 145 . مسند أحمد 3 : 491 .
( 4 ) . أمالي الطوسي : 379 ح 65 . روضة الواعظين : 503 . صحيح مسلم 8 : 165 . مسند أحمد 3 : 293 .
( 5 ) . از /sدر .
( 6 ) .a- دو .
( 7 ) . روضة الواعظين : 503 . سنن الترمذي 2 : 227 .
( 8 ) . بود /sباشد .
( 9 ) . مانند آن در الكافي 7 : 296 .
( 10 ) .a- و .
( 11 ) .a- به وى .
( 12 ) . مىدانى /sنمىدانى .