مىباشد و به حسب ضعف اسباب خوف ضعيف مىشود . و خوف از خدا گاهى به معرفت خدا و به « 1 » معرفت صفات او مىباشد و گاهى به سبب كثرت جنايت بنده مىباشد به ارتكاب معصيتها و گاهى به هر دو سبب مىباشد . و به قدر معرفت بنده به عظمت و بزرگى و استغناى خداى عزّ و جلّ و به قدر معرفت به عيبهاى نفس و جنايتها خوف قوى مىشود ؛ پس هركه از خدا بيشتر مىترسد معرفت به خدا و به نفس بيشتر مىدارد . و از براى اين بود كه حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمودند : من بيش « 2 » از شماها از خدا مىترسم « 3 » . و خداى عزّ و جلّ فرمودند :
« إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ »
« 4 » يعنى جز اين نيست كه مىترسد از خداى عزّ و جلّ علما . پس به قدر كمال معرفت اثر سوزش از دل به بدن و اعضا و صفات مىرسد .
امّا در بدن به لاغرى و زردى رنگ « 5 » و گريه كردن است و امّا در اعضا به بازداشتن آنهاست از معصيتها و مقيّد ساختن آنها به طاعت تا تلافى گذشته و تدارك آينده بشود . و « 6 » از براى اين است كه گفتهاند : خايف كسى نيست كه گريه كند و اشك از چشم پاك كند بلكه كسى است كه ترك كند چيزى را كه ترسد بر آن معاقب شود .
و حكيمى فرموده : هركه از چيزى ترسد از آن مىگريزد . و هركه از خدا ترسد به خدا مىگريزد « 7 » .
و امّا در صفات آن است كه شهوتها را بيخكن كند و لذّتها را مكدّر سازد تا معصيتها كه نزد وى محبوب بوده مكروه گردد ، چنانچه عسل مكروه مىگردد نزد كسى كه
هامش
( 1 ) .s a- به .
( 2 ) . بيش /aبيشتر .
( 3 ) . أمالي المفيد : 78 .
( 4 ) . فاطر : 28 .
( 5 ) .a+ مىكشاند .
( 6 ) .a- و .
( 7 ) . نگر : شرح نهج البلاغة 11 : 192 . الكافي 2 : 68 ح 5 و 6 . عدّة الداعي : 138 .